در خیابان راه میرفتم <آقایی به من گفت ....>**یک تجربه آتیشی و یک راهنمایی داغ

شروع موضوع توسط مهرانه ‏02/05/2012 در انجمن جوانان

  1.  

    مهرانه کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18/03/2012
    ارسال ها:
    3,371
    تشکر شده:
    4,554
    امتیاز:
    0
    شغل :
    .
    محل سکونت:
    شهر دکتر خدا دوست پدر پروفسور چشم پزشکی دنیا .....
    یک تجربه آتیشی و یک راهنمایی داغ


    خانمی گفت:
    یکبار که در خیابان راه می رفتم احساس کردم کسی در کنارم حرکت میکند. ناگهان دیدم یک آقایی به من گفتند ببخشید خانم می تونم چند لحظه

    وقتتون را بگیرم. من هم قدم هام رو تند کردم و گفت خیر کار دارم. گفت ببخشید قصد بدی ندارم فقط یک سوال دارم. من هم برای اینکه از شرش

    راحت بشم و چون در جای پر رفت و آمدی هم بود گفتم سریع بفرمایید. شروع کرد به قسم و آیه که من قصد بدی ندارم و نیتم خیر است و می خواهم

    اگر خدا بخواهد ازدواج کنم و وقتی شما را دیدم احساس کردم که فرد مورد نظر من هستید. من هم گفتم ببخشید آقا شما از کجا با یک نگاه به این نتیجه رسیدید؟
    [FONT=&amp]
    [/FONT]


    گفت که شما با دیگر دختران این شهر فرق دارید و...!!!

    من هم گفتم شرمنده لطفا دیگر مزاحم نشوید. بعد شروع کرد به اشک ریختن و نام ائمه را بردن که من نیتم

    خیره و ...اگر اجازه بدهید شماره شما را داشته باشم.

    من هم بدون توجه به التماسهایش گفتم متاسفم و رفتم. کلی هم اعصابم خورد شد.

    اصلا نباید به این افراد اعتماد کرد. به قول استاد دهنوی اگر واقعا کسی خواستار باشد دختر را تعقیب می

    کند و هر جوری باشد آدرسش را پیدا میکند و از راهش وارد می شود





    چه تضمینی وجود دارد که این آقا پس از گرفتن شماره ، مزاحمت برای دختر ایجاد نکنند یا زمینه برای دوستی فراهم نکنند.


    واقعا شیطان از کانالهایی وارد میشود که ممکن است ظاهر موجه و شرعی داشته باشد اما از درون آن خدا باخبر است
     
    #1
  2.  

    مهرانه کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18/03/2012
    ارسال ها:
    3,371
    تشکر شده:
    4,554
    امتیاز:
    0
    شغل :
    .
    محل سکونت:
    شهر دکتر خدا دوست پدر پروفسور چشم پزشکی دنیا .....


    زاغکی قالب پنیری دید

    به دهن برگرفت و زود پرید

    بر درختی نشست بر راهی

    که در آن میگذشت روباهی

    روبه پر فریب و حیلت ساز

    رفت پای درخت و کرد آواز

    گفت به به چه چقدر زیبایی

    چه سری چه دمی عجب پایی

    پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ

    نیست بالاتر از سیاهی رنگ

    گر خوش آواز بودی و خوش خوان

    نبود بهتر از تو در مرغان

    زاغ می خواست که غار غار کند

    تا که آوازش آشکار کند

    لقمه افتاد چون دهان بگشود

    روبهک جست و طعمه بربود
     
    مدیر انجمن خانواده و hojat313 از این پست تشکر کرده اند.
    #2
  3.  

    عطر افلاکی کاربر مسعتد

    تاریخ عضویت:
    ‏10/04/2012
    ارسال ها:
    461
    تشکر شده:
    1,225
    امتیاز:
    0
    شغل :
    روانشناسی
    محل سکونت:
    تهران
    در چنین مواردی بهتره دختر خانم ، شماره پدرش رو بده،
    اگر واقعا طرف مقابل قصد خیر داشته باشه، که خب اقدام می کنه و مشکلی پیش نمیاد،
    اگر هم قصدش اذیته، با این کار نمی تونه به هدفش برسه
    :Black (5):
     
    #3
  4.  

    ammar کاربر مجرب

    تاریخ عضویت:
    ‏13/03/2012
    ارسال ها:
    564
    تشکر شده:
    1,316
    امتیاز:
    0
    شغل :
    شغلتنا اموالنا و اهلونا فاستغفر لنا
    محل سکونت:
    قُمْ فَأَنذِرْ
    (..............و وقتی شما را دیدم احساس کردم که فرد مورد نظر من هستید)

    به نظر من بهترین راه این است که آن آقا دست از این کار بردارد زیرا این که ملاک خوبی نیست من هر کسی را در خیابان ببینم و بعد بهش بگم تو همون فرشته رویاهای منی؟؟
    :gholdor:

    زیرا با دیدن ملاک خوبی اشخاص به دست نمیاد.
    :tavafogh:

    بله اگر واقعا از ظاهر او و برخی حرکاتی که از او زیر نظر داشته واقعا حس میکند که آن زن می تواند فرد مورد علاقه اش باشد می تواند با تعقیب آن خانم و پیدا کردن منزل برای تحقیقات بیشتر و خواستگاری او اقدام کند.
    :yes:


    به قول معروف زنی را که در خیابان پیدا کردی در خیابان هم از دست خواهی داد(البته قبول دارم کلی نیست)

     
    مدیر انجمن خانواده از این پست تشکر کرده است.
    #4
  5.  

    ammar کاربر مجرب

    تاریخ عضویت:
    ‏13/03/2012
    ارسال ها:
    564
    تشکر شده:
    1,316
    امتیاز:
    0
    شغل :
    شغلتنا اموالنا و اهلونا فاستغفر لنا
    محل سکونت:
    قُمْ فَأَنذِرْ
    این قسمت حذف شود
     
    مدیر انجمن خانواده از این پست تشکر کرده است.
    #5
  6.  

    pajoheshgar کاربر مجرب کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏25/02/2012
    ارسال ها:
    862
    تشکر شده:
    1,895
    امتیاز:
    93
    بیچاره پدرها که اگه مزاحم هم پیدا کنند اشکال نداره مهم این است که دختران راحت باشند.

     
    ammar, عطر افلاکی و مهرانه از این پست تشکر کرده اند.
    #6
  7.  

    ammar کاربر مجرب

    تاریخ عضویت:
    ‏13/03/2012
    ارسال ها:
    564
    تشکر شده:
    1,316
    امتیاز:
    0
    شغل :
    شغلتنا اموالنا و اهلونا فاستغفر لنا
    محل سکونت:
    قُمْ فَأَنذِرْ
    من یک لطیفه بگم
    بنده خدا زنگ میزنه خونه دوست دخترش بابای دختر برمی داره این هم میگه ببخشید مریم خانم هست. بابای دختر هم چند تا بدو بیراه بهش میگه.
    دختره به رفیقش میگه وقتی میبینی بابام برمی داره یک جوری طفره برو که ضایع نشیم.پسره هم قبول میکنه.
    فردا که زنگ میزنه میبینه بابای دختره برداشت هول می کنه و میگه ببخشید اونجای میدون انقلابه؟
    بابای دختره میگه بله .پسره میگه خب پس مریم خانم هست؟
    [​IMG][​IMG]

     
    مدیر انجمن خانواده و عطر افلاکی از این پست تشکر کرده اند.
    #7
  8.  

    عطر افلاکی کاربر مسعتد

    تاریخ عضویت:
    ‏10/04/2012
    ارسال ها:
    461
    تشکر شده:
    1,225
    امتیاز:
    0
    شغل :
    روانشناسی
    محل سکونت:
    تهران
    با این بخش از صحبت های جناب عمار موافقم،
    در این نوع موقعیت ها با دو احتمال مواجهیم:

    یک اینکه یا فرد با یک بار دیدن ظاهر خانم، شیفته و دلباخته او شده
    که این اصلا منطقی و عقلانی نیست و باید بدونه معیارهای اصلی تری هستن
    که در یک نگاه نمی شه بهشون رسید،
    پس در بحث انتخاب همسر سعی کنید ابتدا از منظر عقل به ماجرا نگاه کنید بعد احساس...

    دوم اینکه فرد بعد از یک مدت زیر نظر داشتن خانم، یک سری ملاک های کلی رو مورد ارزیابی قرار داده
    و تناسب اولیه رو کشف کرده، که در این حالت هم به دلیل حیایی که خانم ها دارن بهتره مستقیم اقدام نکنه...

    روی صحبت ما در این پست با خانم هایی بود که در چنین وضعیتی قرار می گیرن،
    که بهترین راه همونظور که عرض شد
    ارجاع اون فرد به خانوادست

    نگران نباشید، آخه کی جرات می کنه مزاحم پدرها بشه؟؟؟:kill:
    بعدم راحتی دخترها، راحتی پدرهاست:khandeh:
     
    مدیر انجمن فرهنگی, مدیر انجمن خانواده و ammar از این پست تشکر کرده اند.
    #8
  9.  

    abc160561b1 کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/2017
    ارسال ها:
    102
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    16
    جنسیت:
    زن
    Thị trường hàng xách tay nhập khẩu rất sôi động, đặc biệt là vào cuối năm.
    Không còn len lỏi trong những ngõ nhỏ để bán vài món mỹ phẩm, quần áo…, cửa hàng bán hàng xách tay những năm gần đây mọc lên như nấm ở những phố trung tâm Hà Nội. Nhiều cửa hàng dù chỉ có vài chục mét vuông cũng trương biển "Siêu thị hàng xách tay" để thu hút người tiêu dùng, với sản phẩm từ cuộn giấy vệ sinh đến những lọ nước hoa, thuốc đông y... Chuộng nhất vẫn là hàng xuất xứ từ các nước châu Âu (Pháp, Đức), Nhật, Hàn Quốc...

    Thị trường cũng rất nhiều loại, nếu bạn muốn hàng Đức chuẩn tốt nhất là vào website http://hangxachtayduc365.com/
     
    #9
  10.  

    abc160561b1 کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/2017
    ارسال ها:
    102
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    16
    جنسیت:
    زن
    Thị trường hàng xách tay nhập khẩu rất sôi động, đặc biệt là vào cuối năm.
    Không còn len lỏi trong những ngõ nhỏ để bán vài món mỹ phẩm, quần áo…, cửa hàng bán hàng xách tay những năm gần đây mọc lên như nấm ở những phố trung tâm Hà Nội. Nhiều cửa hàng dù chỉ có vài chục mét vuông cũng trương biển "Siêu thị hàng xách tay" để thu hút người tiêu dùng, với sản phẩm từ cuộn giấy vệ sinh đến những lọ nước hoa, thuốc đông y... Chuộng nhất vẫn là hàng xuất xứ từ các nước châu Âu (Pháp, Đức), Nhật, Hàn Quốc...

    Thị trường cũng rất nhiều loại, nếu bạn muốn hàng Đức chuẩn tốt nhất là vào website http://hangxachtayduc365.com/
     
    #10