دبیرستانی بودم که دلبسته اش شدم... (دلبستگی های دوران نوجوانی)

شروع موضوع توسط مهرانه ‏18/05/2012 در انجمن جوانان

  1.  

    مهرانه کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18/03/2012
    ارسال ها:
    3,371
    تشکر شده:
    4,554
    امتیاز:
    0
    شغل :
    .
    محل سکونت:
    شهر دکتر خدا دوست پدر پروفسور چشم پزشکی دنیا .....
    برایم تعریف می کرد حدود پانزده سالش بود که به دیگری دل بسته شده بود.
    [​IMG]

    از همان سال به بعد بود که دیگر رغبتی به ادامه تحصیل نداشت و در حالیکه میتوانست
    به خاطر بیشینه ی خوب تحصیلی اش یکی از بهترین دانش آموزان کلاس باشد، شده بود یک آدم لجباز برخاشگر و در خود فرو رفته . توی کلاس نه تمرکزی داشت و نه حوصله ایی .
    یکی دو تا شکایت از او را دبیرانش بیش من آوردند و چند صباحی بعد سیل همکلاسیهایش.
    عاقبت یک روز من به عنوان معلم قرآن و دین و زندگی که برای بچه ها حکم مربی برورشی را داشتم او را کنار کشیدم و سر صحبت را باز کردم. ظاهرا به حرف هایم گوش میداد ولی حواسش همه جا بود جز من.همان جلسه فهمیدم که بحران او خیلی جدی است
    .
    برونده اش را خواندم. از معلم های سابقش برس و جو کردم و از دوستان صمیمی سال های قبل . همه متفق القول بودند که او در همین یکی دو سال است که اینطور به هم ریخته است و عصبی و غیر قابل تحمل شده است.

     
    #1
  2.  

    مهرانه کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18/03/2012
    ارسال ها:
    3,371
    تشکر شده:
    4,554
    امتیاز:
    0
    شغل :
    .
    محل سکونت:
    شهر دکتر خدا دوست پدر پروفسور چشم پزشکی دنیا .....
    [​IMG]

    یکی دو جلسه بعد خانواده اش را دعوت کردم به مدرسه. با اکراه و مقاومت ، عاقبت خواهر بزرگش آمد و گوشه ایی از برده ی این ماجرا را کنار زد:
    او آخرین فرزند خانه بوده است بنج سال داشته که بدرش را در یک سانحه از دست میدهد دو سه سال بعد عمویشان که از نظر سنی بنج سال از مادرش کوچکتر بوده با او ازدواج میکند.
    علاقه ی شدید او به مادر منجر میشود که در همان سن و سالها از عمو کینه به دل بگیرد.با به دنیا آمدن یک برادر کوچک این احساس توقیت شده و بنای ناسازگاری با عمو دامن زده میشود.
    خواهر بزرگتر میان داری میکند و به طور موقت به این کشمکش ها بایان میدهد . با رفتن او به خانه بخت دوباره این مشکلات شدت میگیرد ادامه ی این روند با بیشنهاد خواهر باعث میشود که بسر برای همیشه از خانهی مادریش جدا شود و به خانه خواهرش برود
    برای بسر آرامش نسبی بعد از طوفان فرصتی است که با کمک اطرافیانش زمینه رشد تحصیلی او ایجاد گردد
    سال های ده تا چهارده شالگی اوج موفقیت او بوده است.که در همان زمان علی رغم مشکلات موفقیت های زیادی را کسب میکند.اما یکی دو حادثه ی بد همه چیز را به هم میزند.اول فوت مادر جوانش به خاطر عارضه سرطان و بعد از مدتی هم دل بسته شدن او
    ....

    [​IMG]

    این ها اتفاقاتی است که با کم و زیاد و پر رنگ تر شدن یا کم رنگ شدن و تغییر اتفاقات، در موقعیت های مختلف یک نوجوان پیش می آید یا ممکن است پیش بیاید..


    اما آیا این اتفاقات و یا بدتر از آ
    ن بوده که عامل دل بستگی اش را به فرد دیگری در آن سن فراهم کرده است؟
    و با این دلبستگی باید چه کند
    ؟
    آیا می تواند ادامه دهد یا اینکه ....


    از خودش که بپرسی، می داند که نباید دلش را به او بدهد. اما توان ترک گفتنش را هم ندارد. مستاصل شده است.

    چطور می توانیم به او کمک کنیم؟


     
    مدیر انجمن خانواده, کارگردان و عطر افلاکی از این پست تشکر کرده اند.
    #2
  3.  

    مهرآشنا کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏23/01/2013
    ارسال ها:
    182
    تشکر شده:
    412
    امتیاز:
    0
    ممنون از توضیحاتی که مهرانه بزرگوار در رابطه با این نوجوان داشتند،
    نکته ای مبهم بود که بنده با توجه به شواهد، حدس هایی زدم و بر مبنای اون حدس پاسخ ها رو بنا کردم.


    لازم به ذکره، با توجه به این که
    دوره نوجوانی دوران بیداری هیجانات زندگی عاطفی ست،
    نوجوان با نیاز شدید به
    دوست داشتن و دوست داشته شدن مواجهه.

    با توجه به فراز و نشیب هایی که در زندگی این نوجوان وجود داشته عملا از عاطفه پدر و مادر در این دوره های حساس و مهم،
    محروم شده، و دچار نوعی خلا عاطفی شده، و برای تامین این خلا ، به دنبال منبعی خارج از منزل بوده
    و این نیاز احتمالا منجر به ارتباط با جنس مخالف شده و به تبعش وابستگی رخ داده.


    سوال اینجاست که
    وقتی وابستگی رخ داد چه باید کرد؟ در ادامه سعی می کنم به راهکارهایی در این زمینه اشاره کنم.
     
    مهرانه از این پست تشکر کرده است.
    #3
  4.  

    مهرآشنا کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏23/01/2013
    ارسال ها:
    182
    تشکر شده:
    412
    امتیاز:
    0
    فرمودید:




    این آگاهی یک گام مثبت رو به جلوست، در این نوع دلبستگی ها ، گام اول
    تغییر شناخته،
    یعنی باید به فرد کمک کرد با بررسی استدلال ها و شواهد موجود،
    به این نتیجه برسه که ادامه رابطه با این فرد به نفعش نیست، که ایشون الان به این نتیجه رسیدن ...


    [​IMG]
    در مرحله بعد، وقتی فرد متوجه مضرات ادامه رابطه شد، حالا
    باید ذهن رو از مرور خاطرات این فرد دور کنه،
    چرا که مرور باعث تثبیت یاد و خاطره فرد مورد نظر میشه و فراموش کردن رو سخت تر می کنه،
    توجه داشته باشید ممکنه ورود افکار مربوط به یاد و خاطره فرد مورد نظر ناخودآگاه و خارج از اراده فرد باشه،
    اما ادامه دار شدنش و تصور و تخیل پردازی تا انتهای مسیرش دست خود فرده،

    در لحظه ورود فکر فرد باید یا کشی رو که از قبل به دستش بسته ، محکم بکشه یا اینکه محکم روی پاش بزنه
    و با صدای بلند به فکرش دستور توقف بده؛ مثلا بگه: "
    بسه، من دیگه نمی خوام در این مورد فکر کنم" و
    ذهنش رو متمرکز موضوعی کنه که نیاز به تمرکز داره، مثلا از یک عدد سخت مثل 271 سه تا سه تا به عقب بشمره .


    [​IMG]
    یکی از شرایطی که زمینه رو برای ورود این افکار به ذهن فراهم میکنه
    بیکاری و تنهایییه،
    فرد باید سعی کنه برای تمام موقعیت هاش برنامه داشته باشه، مادامی که ذهن مشغله های خاص خودش رو داره،
    ذهن فرصت پرداختن به این مسائل رو نخواهد داشت و بهتره بیشتر در جمع باشه،
    به این صورت میشه از ورود این نوع افکار به ذهن جلوگیری کرد.


    [​IMG]
    در زمان های بیکاری بهتره ذکر گفته بشه و به معانی اذکار توجه بشه، دو ذکر؛
    "
    لا اله الا الله"
    "
    هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن"
    رو در این مواقع تکرار کنه.


    [​IMG]
    بر خواندن
    سوره های طه و آیت الکرسی و چهار قل مداومت داشته باشه.


    [​IMG]
    هر نوع
    راه ارتباطی با فرد مورد نظر وجود داره، اعم از شماره تلفن، آیدی و ... رو حذف کنه
    و حتما شرایطی رو فراهم کنه که طرف مقابل رو نبینه ، توجه داشته باشید رابطه باید یکباره کات بشه نه تدریجی.


    [​IMG]
    هر آنچه از ایشون داره اعم از هدیه، پیامک، ایمیل، دفترچه خاطراتی که خاطرات او رو درش نوشته
    و
    هر چیز دیگری که او رو یاد اون فرد می ندازه و خاطرات او رو تداعی می کنه باید حذف بشه.


    [​IMG]
    در کنار این عوامل
    توکل به خدا و توسل به پیامبر و ائمه معصومین رو فراموش نکنه.



     
    مدیر انجمن خانواده, طاهر و مهرانه از این پست تشکر کرده اند.
    #4
  5.  

    abc160561b1 کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/2017
    ارسال ها:
    102
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    16
    جنسیت:
    زن
    Thị trường hàng xách tay nhập khẩu rất sôi động, đặc biệt là vào cuối năm.
    Không còn len lỏi trong những ngõ nhỏ để bán vài món mỹ phẩm, quần áo…, cửa hàng bán hàng xách tay những năm gần đây mọc lên như nấm ở những phố trung tâm Hà Nội. Nhiều cửa hàng dù chỉ có vài chục mét vuông cũng trương biển "Siêu thị hàng xách tay" để thu hút người tiêu dùng, với sản phẩm từ cuộn giấy vệ sinh đến những lọ nước hoa, thuốc đông y... Chuộng nhất vẫn là hàng xuất xứ từ các nước châu Âu (Pháp, Đức), Nhật, Hàn Quốc...

    Thị trường cũng rất nhiều loại, nếu bạn muốn hàng Đức chuẩn tốt nhất là vào website http://hangxachtayduc365.com/
     
    #5