چرا نباید درمورد خدا و داتش سوال کرد؟مگه اسلام دین پاسخ گویی نیست؟

شروع موضوع توسط امام المشککین ‏25/05/2012 در انجمن اثبات وجود خدا

  1.  

    زلال اندیشه کاربر مجرب کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏29/03/2012
    ارسال ها:
    916
    تشکر شده:
    2,134
    امتیاز:
    0
    شغل :
    طلبه، اخلاق، اعتقادات و اخلاق در حد وسع.
    محل سکونت:
    ایران، قم
    علامه حسن‌زاده آملی حفظه‌الله درباره تفکر در ذات خدا مطالب ارزشمندی دارند که بخشی از آن را ذکر می‌کنم:

    اينكه منع كرده‏اند كه گفتگوى در ذات خدا نكنيد معنايش اين نيست كه هيچ صحبت از خداشناسى نشود و فقط به احكام پيغمبر پرداخته شود از مسائل و اخلاق. اگر اين طور بود اين همه تأكيد نمى‏شد در قرآن و اخبار بر اينكه معرفت به خدا پيدا كنيد: «تفكّر ساعة خير من عبادة ستّين سنة»
    [SUP]1
    [/SUP]

    اگر كسى بزرگى خدا را نداند چگونه اوامر او را اطاعت خواهد كرد؟ و اگر علم و قدرت او را كاملا معترف نباشد چطور در خفا از او مى‏ترسد؟ و اگر لطف او را تصديق نكنند چگونه بازگشت و توبه نمايد؟ پس «أوّل الدين معرفته»
    [SUP]2 [/SUP]

    بايد ديد كه انسان به چه چيزهايى معرفت پيدا مى‏كند و معنى معرفت چيست.
    معرفت عبارت است از درك كردن صفات مشخّصه كه يك موجود را از موجود ديگر ممتاز مى‏كند. مثلا به كربلاى معلّا مشرّف مى‏شويد. شما را وارد صحن مطهر مى‏كنند، اگر يك مرتبه رفته باشيد مى‏شناسيد كه اينجا صحن حضرت سيد الشهدا عليه السّلام است؛ زيرا كه نشانى‏هاى آن كه سابقا ديده بوديد با اينكه فعلا مى‏بينيد كاملا مطابق است همان در زينبيه، در قاضى الحاجات، در قبله، حجرات صحن، عينا همان است.

    علت اين معرفت شما اين است كه در كربلا يك صحن به اين صفات متّصف است اگر صحن حضرت عبّاس و مسجدها و مدرسه‏هاى كربلا تماما به همان صفات بودند آيا شما معرفت پيدا مى‏كرديد؟ نه؛ زيرا كه احتمال مى‏داديد شايد صحن حضرت عباس باشد.
    [SUP]3[/SUP]

    ادامه در پست بعد...


    1. بحار الأنوار، ج 69، ص 293.
    2. نهج البلاغه، ص 39، خطبه 1، چاپ صبحى صالح.
    3. هزار و یک کلمه، ج4، ص176-177.
     
    کارگردان و ammar از این پست تشکر کرده اند.
    #21
  2.  

    زلال اندیشه کاربر مجرب کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏29/03/2012
    ارسال ها:
    916
    تشکر شده:
    2,134
    امتیاز:
    0
    شغل :
    طلبه، اخلاق، اعتقادات و اخلاق در حد وسع.
    محل سکونت:
    ایران، قم
    ادامه سخنان علامه حسن‌زاده آملی

    بنابراين اگر ما بخواهيم تصوّر كنيم ذات خداى (جلّ جلاله) را، او را به صورت انسان فرض كنيم.


    البته انسان داراى صفات مشخّصه ايست، مثلا قامتى دارد طولانى و رويى دارد و دست و پايى و چشمى كه موجودات ديگر در خصوصيات اين صفات با انسان شريك نيستند، يعنى موجودات ديگر اين صفات را ندارند، و خدا هم صفات خاصّه موجودات ديگر را ندارد؛ زيرا كه اگر صفات يكديگر را دارا بودند كاملا از هم ممتاز نبودند و يك چيز مى‏شدند.


    مى‏خواهيد بدانيد انسان يعنى چه؟ يعنى داراى كمالات خود و فاقد كمالات ديگران، و اين فقدان جزء ماهيت اوست كه اگر فاقد كمالات ديگران نبود انسان نبود. چشم عقاب تيزتر است، شامّه گربه حساس‌تر از انسان؛ گنجشك يك روزه مسافت بسيارى را طى مى‏كند؛ انسان در عقل كاملتر است آنها در حسّ و قوّت بدن مانند فيل و شتر.


    هر چيزى را كه ما بتوانيم بشناسيم و در فكر خود خيال كنيم بگوييم: خداوند تعالى اين طور است خطا كرده‏ايم، زيرا كه اين چيز محدود است يعنى كمالات ديگران را فاقد است و فقدان نقص است و نقص بر ذات خدا جايز نيست.
    علاوه بر اينكه نقص موجب تركيب ذات است؛ يعنى دارا بودن صفات خود و دارا نبودن صفات غير. علاوه بر اين بينونت عزليه لازم آيد. و اگر خداوند فاقد كمالات بعض موجودات باشد موجد آن نتواند شد.
    و به عبارت ساده اگر خدا به صورت انسان باشد، موجودات غير انسان هستند قوى‏تر از انسان مثل فيل و شتر، لازم آيد كه ممكن از واجب قوى‏تر باشد، و اگر جسمى باشد به صورت انسان بايد در مكانى قرار داده شده باشد، آن وقت از اماكن ديگر دور است و اگر در آسمان باشد موجودات زمين از او مخفى هستند و اگر در زمين باشد آسمانيها از او دورند. ما خدايى مى‏خواهيم كه در همه‏جا حاضر و ناظر باشد.


    شما وقتى يك چيزى را در تصوّر خود گنجانيديد و در ذهن جا داديد آن صورت وجودش بسته به وجود شماست؛ يعنى تا شما هستيد او هم هست، اگر شما نباشيد و تصوّر نكنيد آن صورت در ذهن شما نيست، مثلا فكر مى‏كنيد كه اگر يك قاب پلو يا يك ظرف قيمه يا ته‏چين اينجا بود چقدر نيكو بود. اين قاب پلو كجاست؟ در فكر شما كه در عالم خلسه در مطبخ فكر اين ته‏چين پلوى چرب را پخته‏ايد.
    در خارج اثرى از آن نيست، همين‏طور آن خدايى كه در ذكر تصوّر مى‏كنيد مثل همان قاب پلو امرى خيالى است و اثر خارجى از آن نيست؛ لذا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مى‏فرمايد: «كلّ قائم في سواه معلول».


    و اگر كسى بگويد آنكه در ذهن من است معلول است اما آنكه در خارج مطابق با اين موجود است چرا معلول باشد؟ در جواب او خواهيم گفت: وقتى يك فرد طبيعت- يعنى فرد ذهنى- معلول شد فرد خارجى هم همين‏طور است؛ زيرا كه ممكن نيست واجب الوجود يك ماهيت كليه باشد كه يك فرد او واجب بوده و فرد ديگرش ممكن باشد.


    و اين جملات را تا شخص معقول و علم الهى نخوانده باشد درست ملتفت نمى‏شود.[SUP]1


    1. [/SUP]
    [SUP]هزار و یک شب، چ4، ص176-177[/SUP]
     
    کارگردان از این پست تشکر کرده است.
    #22
  3.  

    زلال اندیشه کاربر مجرب کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏29/03/2012
    ارسال ها:
    916
    تشکر شده:
    2,134
    امتیاز:
    0
    شغل :
    طلبه، اخلاق، اعتقادات و اخلاق در حد وسع.
    محل سکونت:
    ایران، قم
    بنا عرف الله

    روایت مسلمی داریم که بسیاری از کتب حدیثی آنرا نقل کرده‌اند و به طرق مختلف از ائمه نقل شده است.

    حضرات معصومین می‌فرمایند:
    «بنا عبد اللّه و بنا عرف اللّه و بنا وعد اللّه، و محمّد حجاب اللّه، به سبب ما خدا عبادت می‌شود و به سبب ما خدا شناخته می‌شود و و به سبب ما خدا وعده می‌دهد و محمد (ص) حجاب خداست».[SUP]1

    [/SUP]
    [SUP]در معنای روایت نظرات مختلفی ارائه شده است:[/SUP]
    1. مردم به سبب تعلیم اهل بیت خدا را می‌شناسند و عبادت می‌کنند.[SUP]2
    [/SUP]
    2. معنای دقیق‌‌تر:
    حق بندگی خدا را جز اهل بیت نمی‌تواند به جا بیاورد؛ چون توحید و شناخت دیگران ناقص است.[SUP]3
    [/SUP]
    3. دقیق‌ترین معنی:

    ذات نبی کامل و والی واصل از عالم کون بالاتر می‌رود و از عالم امکان فراتر می‌رود؛ هر کس به این مقام رسید واسطه بین خالق و مخلوق می‌شود که فیض و رحمت و ... خدا از طریق او به خلق می‌رسد.

    این انسان در رتبه وجود تالی وجود حق می‌شود که سایر مردم به سبب او به علوم و معارف و کمالات و غیره می‌رسند.
    و این معنای حجاب بودن پیامبر است؛ یعنی او حد فاصل و برزخ بین وجوب و امکان است.
    و مثل این وجود لسان حق است و عین الله الناظره است و یده الباسطه هست.[SUP]4[/SUP]

    نتیجه:

    انسانها که به ذات خدا راه ندارند و در شناخت خدا هم خداوند راهنمایی به شناخت مخلوقات و خلقت شتر و غیره کرده است.
    اما معرفت حقیقی خداوند شناخت تجلی کامل خداست که وجود نازنین اهل بیت می‌باشد.
    یعنی همان شناخت صفات خدایی که خدا به انسان عنایت کرده است و محل ثقل این صفات و تجلی کامل این صفات وجود پاک و نورانی اهل بیت عصمت و طهارت می‌باشد.

    پس در واقع شناخت حقیقی صفات ذات وجود ندارد ولی انسان با شناخت انسان کامل، شناخت خوبی نسبت به صفات خدا اعم از صفات ذات و صفات فعل پیدا می‌کند.




    1. توحید صدوق، ص152. بحارالانوار، ج46، ص22. ارشاد القلوب دیلمی، ج2، ص414. و کتب دیگر
    2.
    شرح أصول الكافي (صدرا)، ج‏4، ص172.
    3. شرح أصول الكافي (صدرا)، ج‏4، ص173.
    4. شرح أصول الكافي (صدرا)، ج‏4، ص173.
    [SUP]

    [/SUP]
     
    کارگردان از این پست تشکر کرده است.
    #23
  4.  

    ستایش کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏07/12/2012
    ارسال ها:
    161
    تشکر شده:
    329
    امتیاز:
    0
    من به این نتیجه رسیدم که تفکر در ذات الهی برای هیچ کس جایز نیست، اما تکلم در مورد ذات خدا برای خواص اشکالی ندارد اما عوام و افراد عادی
    نباید درباره ذات خدا حرف بزنند تا خدای نکرده به کفر و تشبیه و ... نکشد! نمیدونم نتیجه درستی شد یا نه؟
     
    کارگردان از این پست تشکر کرده است.
    #24
  5.  

    ذاکر کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏11/01/2013
    ارسال ها:
    98
    تشکر شده:
    154
    امتیاز:
    0
    باعرض سلام خدمت دوست عزیز
    عرض کنم که وقتی می خواهیم خدا روبشناسیم یا اصلا خدای وجود دارد یانه؟
    ویا خدا چه شکلی است واصلا کنه ذات خدا چگونه است وصفات خدا چطور است؟

    اینها سوالاتی که برای شناخت خداوند بوجود می اید.حال تحقیق در باره اینکه خداوند وجود دارد یانه،امری است که هرکسی باید بررسی کند وتحقیق درباره ان جایز است.
    چون این امر ریشه تمام اعتقادات انسان است وبا مراجعه به فطرت و وجدان وبراهین عقلی وجود خدا اثبات شده است.
    اما وقتی به ایات و روایات مراجعه می کنیم بشدت تفکر درباره کنه ذات خداوند نهی شده است.

    چنانکه پیامبر اسلام فرمودند:«در همه چیز تفکر کنید امه در کنه ذات خداوند تفکر نکنید»1
    این که گفته می شود تفکر در ذات خداوند ممنوع است. به این معنا نیست که ما می تونیم در باره ذات خداوند تفکر کنیم اماگروهی این را ازما دریغ کردند بلکه به این معناست که این عمل شدنی نیست.
    وچنین اندیشه ی وتفکری هیچ گاه به ثمر نمی شیندچون موجب سرگردانی وگمراهی وکفر می شود.
    امام صادق
    علیه السلام فرمودند:«در باره خدا اندیشه نکنید زیرا تفکر در باره ذات خداوند موجب گمراهی وسرکردانی وکفر می شود»2
    چون خداوند از در جهت نامحدود وبی نهایت است .ما مخلوقات ناقص ومحدود به زمان ومکان وچیزهای دیگر هستیم3
    ومعلوم است که موجود ناقص ومحدود نمی تواند موجود بی نهایت و نامحدود را درک کند.
    چون برای درک چیزی لازم است انسان به ان چیزاحاطه داشته باشد
    .وحال قران می فرماید:«الا انه بکل شی محیط»4 اگاه باشید که اوبه هر چیز احاطه دارد.
    درس مثل اینکه ما اب دریا را با ان همه عظمتش داخل یک لیوان جای بدهیم وچنین چیزی محال است.

    پس در باره چه چیزی تفکر کنیم؟
    قران واهل بیت به ما اموخته اند که باید اثار خدارا به اسمان وزمین و به وجود خودمان نگاه کنیم ودر صفات با عظمت خدا بیاندیشیم وخدا را ازطریق صفات او بشناسیم.
    چنانکه امام باقر علیه السلام فرمودند:«ازتفکر دربار خدا برحذر باشید وچنانکه اراده کردی عظمت او را دریابید،ازطریق عظمت افرینش اودریابید5
    واساسا کتب اسمانی وعقل وانبیا و پیامبر واهل بیت علیه السلام امدند این صفات را به ما بشناسند.
    خلاصه اینکه تفکر درباره ذات خداوند ممنوع است و راه پی بردن به وجود خدا وشناخت اجمالی از صفات او باز است.

    منبع:
    1:نهج الفصاحه ص 389
    2:امالی صدوق مجلس 56
    3:ناصرمکارم شیرازی (خدا را چگونه بشناسیم ص23)
    4:سوره فصلت ایه 54
    5:اصول کافی ج1 ص93باب النهی عن الکلام فی الکیفیه)


     
    کارگردان از این پست تشکر کرده است.
    #25
  6.  

    بـهار کاربر مجرب کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏17/05/2012
    ارسال ها:
    611
    تشکر شده:
    1,725
    امتیاز:
    0
    شغل :
    لیعبدون
    محل سکونت:
    هر جا که خدا بخواهد


    سوال که می شه بکنیم.. کی گفته نمی شه سوال کرد..

    منتهی فکر کنم وقتی می خواین جواب سوال رو بگیرین یا پیدا کنین، دیگه این مخ نمی کشه.. و توش نمی ره این ذات...

    نگفتن سوال نکنین. گفتن؟

    گفتن فکر نکنین...

    پس شما سوال بکن .. کلا سوال کردن چیز خوبیه.

    پاسخش هم اینه که روش فکر نکن. مخمون هنگ می کنه.


    ولی خب اون راه حل جناب زلال اندیشه هم خوشگل بود. برای جواب از واسطه استفاده کنیم.. این پست..

    اما اینکه سوال نکنین.. فکر نمی کنم درست باشه.. منتهی دیگه جواب رو بزارین به عهده اسلام. نه خودتون.. :rolleyes:
     
    #26
موضوع های مشابه: چرا نباید
انجمن عنوان تاریخ
اثبات وجود خدا اگر خدائی هست چرا ما با مشکلات و مریضیها دست و پنجه نرم میکنیم ؟ ‏24/11/2012