دلیل حضرت یعقوب بر این همه بی صبری و بی طاقتی در فراق فرزندش چیست؟؟؟

شروع موضوع توسط ammar ‏29/05/2012 در انجمن معارف قرآن

  1.  

    ammar کاربر مجرب

    تاریخ عضویت:
    ‏13/03/2012
    ارسال ها:
    564
    تشکر شده:
    1,316
    امتیاز:
    0
    شغل :
    شغلتنا اموالنا و اهلونا فاستغفر لنا
    محل سکونت:
    قُمْ فَأَنذِرْ
    :Salam:

    وقتی تو سیره خیلی از بزرگان مثل بزرگان هم عصر خودمون مثل امام خمینی ره نگاه میکنیم می بینیم بر مصیبتها صبرشون زیاد بود و خیلی صبر می کردند و جزع و فزع نمی کردند.

    یک سوال پیش می آید که پس چرا پیامبر بزرگواری مثل حضرت یعقوب که باید الگوی خوبی برای ما باشد اونقدر در فرق فرزندش گریه میکند که به تعبیر قرآن ((وابیضت عیناه من احزن و هو کظیم))
    :Moteajeb!:

    در اثر غصه و گریه چشمان حضرت یعقوب سفید شد و نابینا شد؟

    :Gig:

     
    صادق, ebadi و عطر افلاکی از این پست تشکر کرده اند.
    #1
  2.  

    seyyed ali کاربر مجرب کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏17/03/2012
    ارسال ها:
    660
    تشکر شده:
    1,438
    امتیاز:
    0
    با سلام خدمت دوست خوبمون اقای عمار و با تشکر از طرح سؤالات خوبشون

    گاهی اوقات برای ما هم مصیبتی پیش میاد ولی بعضی از ما ظاهرا صبر میکنیم و فقط گریه می‌کنیم ولی این صبر رو با گفتن حرفهای نا شایست و ناسپاسی کردن وتحمل نکردن، این صبر رو بی ارزش میکنیم

    اما افراد باايمان و پرظرفيت، كسانى هستند كه در اين طور حوادث، هرگز پيمانه صبرشون لبريز نمیشه، و حرفى كه نشان دهنده ناسپاسى، كفران و بى تابى باشه بر زبان جارى نمى‌کنند، صبر آنها، «صبر زيبا» و «صبر جميل» است.


    حالا اين سؤال پيش مى آيد: در آيات سوره «يوسف» مى خوانيم: يعقوب(عليه السلام) آن قدر گريه كرد و غصه خورد كه چشمانش را از دست داد، آيا اين منافات با صبر جميل نداره؟
     
    ebadi, عطر افلاکی و ammar از این پست تشکر کرده اند.
    #2
  3.  

    seyyed ali کاربر مجرب کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏17/03/2012
    ارسال ها:
    660
    تشکر شده:
    1,438
    امتیاز:
    0
    اما پاسخ این سؤال این است كه: قلب مردان خدا كانون عواطف است، جاى تعجب نيست كه در فراق فرزند، اشك هايشان مثل سیل جارى بشود، اين يك امر عاطفى است، مهم اینه که کنترل خودشونو از دست ندن، يعنى سخن و حركتى بر خلاف رضاى خدا نگويند و نكنند.

    در یک حدیثی مثل همین سؤال رو از پیامبر پرسیدند وقتی كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله بر مرگ فرزندش ابراهيم گریه می‌کردند،از حضرت سؤال کردندكه:

    شما ما را از گريه كردن نهى كردى اما خود شما اشك مى ريزيد؟.
    پيامبر صلى الله عليه وآله در جواب فرمود: چشم مى‌گريد و قلب اندوهناك مى شود، ولى چيزى كه خدا را به خشم آورد نمى گويم.

    تَدْمَعُ الْعَيْنُ وَ يَحْزَنُ الْقَلْبُ وَ لانَقُولُ ما يُسْخِطُ الرَّب.

    و در جاى ديگر مى خوانيم : بكاء العيون و خشية القلوب من رحمة اللَّه.


    امام حسين (ع) فرمود: گريه چشمها و ترس دلها از رحمت خداست.2

    اشاره به اين كه: در سينه انسان قلب است نه سنگ، و طبيعى است كه در برابر مسائل عاطفى واكنش نشان مى دهد، و ساده ترين واكنش آن جريان اشك از چشم است، اين عيب نيست، اين حسن است، عيب آن است كه انسان سخنى بگويد كه خدا را به غضب آورد.3



    1. بحار/ج74/ص142
    2.
    جامع الاخبار/ 113 مستدرك الوسائل 2/ 294
    3. تفسير نمونه، جلد 9، صفحه 416.
     
    صادق, ammar و ebadi از این پست تشکر کرده اند.
    #3
  4.  

    ebadi کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏15/03/2012
    ارسال ها:
    76
    تشکر شده:
    138
    امتیاز:
    0
    با تشکر از دوستان

    در این مورد یه مطلبی رو جایی خوندم یا از بزرگی شنیدم که:
    (اگر منبعش رو پیدا کردم اطلاع میدم)




    حضرت یوسف (علیه السلام) با اینکه فرزند حضرت یعقوب(علیه السلام) بود اما از لحاظ رتبۀ معنوی از پدر بالاتر بود


    به تعبیری شاید بتوان گفت:

    حضرت یوسف (علیه السلام)
    "ولیّ خدا" برای حضرت یعقوب(علیه السلام) بود و بر پدر ولایت داشت!


    اگر اینگونه نبود سجدۀ احترام حضرت یعقوب(علیه السلام) برای حضرت یوسف (علیه السلام) چه معنای دیگری غیر این دارد؟!


    پس گریه حضرت یعقوب (علیه السلام) برای حضرت یوسف (علیه السلام)، گریۀ در فراق
    "ولیّ" است!!!


    :Doaa::Doaa::Doaa::Doaa:

    ما چقدر در فراق ولی خدا امام زمان(علیه السلام) دل تنگ شدیم و اشک ریختیم؟!!
     
    مدیر انجمن تاریخ و ammar از این پست تشکر کرده اند.
    #4
  5.  

    ammar کاربر مجرب

    تاریخ عضویت:
    ‏13/03/2012
    ارسال ها:
    564
    تشکر شده:
    1,316
    امتیاز:
    0
    شغل :
    شغلتنا اموالنا و اهلونا فاستغفر لنا
    محل سکونت:
    قُمْ فَأَنذِرْ
    :Salam:
    من هم یک جمله از آقای صدیقی امام جمعه تهران شنیدم ایشان می فرمود

    اشک و ناله بزرگان بخاطر مصیبت و بلایی که بر سر خودشان می آید نیست بلکه بخاطر بلایی است که سر آن ولی خدا می آید. این که یک انسان بزرگ می بیند
    یکی از اولیاء خدا با آن همه مقام در درگاه الهی این طور مورد اذیت یک عده نادان واقع می شود ناراحت است .
    :Ghamgin:

    مثل گریه هایی که امام زمان عج بر جد غریبش امام حسین علیه السلام می کند که خودشون فرمودند اگر اشک چشمم تمام شود خون گریه می کنم.این گریه ها برای خود امام زمان ع نیست بلکه بخاطر آن مصیبتهایی است که بر سر یک ولی بزرگ الهی آمده است .
    :Sham:
     
    مدیر انجمن تاریخ از این پست تشکر کرده است.
    #5
  6.  

    حديد کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏14/03/2012
    ارسال ها:
    1,036
    تشکر شده:
    2,580
    امتیاز:
    0
    صبر جميل

    اين تاپيك حول دو آيه بحث شده وآيات اين است

    وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يا أَسَفَى عَلَى يوسُفَ وَابْيضَّتْ عَينَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ(يوسف/84)

    و از آنها روي برگرداند و گفت: «وا اسفا بر يوسف!» و چشمان او از اندوه سفيد شد، اما خشم خود را فرو مي‌برد (و هرگز کفران نمي‌کرد)!
    قبل از اينكه به اين برسد كه چشمان يعقوب نابينا شد،از صبر جميل او ياد ميكند


    وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ(يوسف/18)

    و پيراهن او را با خوني دروغين (آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند؛ گفت: «هوسهاي نفساني شما اين کار را برايتان آراسته! من صبر جميل (و شکيبائي خالي از ناسپاسي) خواهم داشت؛ و در برابر آنچه مي‌گوييد، از خداوند ياري مي‌طلبم!»

    باز در دوري پسران خود چنين ميگويد

    قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يأْتِينِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ(يوسف/83)

    (يعقوب) گفت: «(هواي) نفس شما، مسأله را چنين در نظرتان آراسته است! من صبر مي‌کنم، صبري زيبا (و خالي از کفران)! اميدوارم خداوند همه آنها را به من بازگرداند؛ چرا که او دانا و حکيم است!
     
    قلم از این پست تشکر کرده است.
    #6
  7.  

    قلم کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏08/04/2012
    ارسال ها:
    2,292
    تشکر شده:
    6,508
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    زن
    صبر کردن منافاتی با گریه کردن ندارد. دارد؟

    حضرت یعقوب در فراق فرزندش ، در درگاه الهی گریه می کرد. ولی به کسی نه شکوه کرده نه گلایه . جزع و فزع هم نکرده اند.
    آیا جزع و فزع، همان گریه کردن است؟ فکر نمی کنم این طور باشد.

    پس گریه های بسیار و آموزنده حضرت یعقوب، عین صبر و بردباری است.
     
    قلم و حديد از این پست تشکر کرده اند.
    #7
  8.  

    حديد کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏14/03/2012
    ارسال ها:
    1,036
    تشکر شده:
    2,580
    امتیاز:
    0
    گريه بر مظلوم



    در اين مورد
    جابر گويد بامام باقر عليه السّلام عرضكردم: صبر جميل چيست؟ فرمود: صبرى كه با آن شكايت بمردم نباشد. عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام يَرْحَمُكَ اللَّهُ مَا الصَّبْرُ الْجَمِيلُ قَالَ ذَلِكَ صَبْرٌ لَيْسَ فِيهِ شَكْوَى إِلَى النَّاسِ. الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 93

    يوسف مظلوم

    در كتاب كمال الدين و تمام النعمة، ج‏1، ص: 143
    وقتي جريان پيراهن يوسف را بيان ميكند،واينكه يعقوب وقتي پيراهن را گرفت وفهميد اينها دروغ ميگويند،چنين فرمود:كَيْفَ خَلَصَ إِلَيْهِ الذِّئْبُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَخْرِقَهُ إِنَّ هَذَا الذِّئْبَ لَمَكْذُوبٌ عَلَيْهِ وَ إِنَّ ابْنِي لَمَظْلُوم‏ چگونه گرگ مى‏تواند او را بدرد و پيراهنش پاره نشده باشد؟ اين گرگ دروغ است و فرزندم مظلوم است.

    اينجا يعقوب ميفرمايد فرزندم مظلوم است،وقتي مظلوميت را بيان ميكند نشان ميدهد به مظلوم بايد گريه كرد،


    يه جا اين عبارت را ديدم ،كه به دلم نشست

    مقصود صبرى است كه شكوه و بيتابى با آن نباشد و اگر اين وصف‏نبود گمان ميرفت شكوه و بيتابى با آن باشد.

    اديبان عربى گفتند: صبر در اينجا مرفوع آمده چون معنا اينست كه فشأنى صبر جميل: كار من صبر جميل است و آنچه عقيده دارم صبر جميل است‏








     
    قلم از این پست تشکر کرده است.
    #8