انکارکنندگان قیامت :

شروع موضوع توسط حسن 121 ‏04/06/2012 در انجمن معاد شناسی

  1.  

    حسن 121 کاربر مسعتد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24/05/2012
    ارسال ها:
    217
    تشکر شده:
    355
    امتیاز:
    0
    شغل :
    طلبه
    محل سکونت:
    قم
    اگر قیامتی در کار نیست پس چرا جان به گلوگاه رسیده را برنمی گردانید؟!

    « فَلَو لاَإِذا بَلَغَتِ اٌلحُلقُومَ* وَأَنتُم حِینَئِذٍ تَنظُرُونَ» قرآن افراد منکر را مورد مذمت قرار داده و می گوید: اگر شما در نفی برانگیخته شدن مردگان راه صحیحی رفته اید، و در انکار این قرآن که شما را از برانگیخته شدن خبر می دهد روش در ستی دارید، جان محتضری را که دارد می میرد وتا حلقوم او رسیده، به او برگردانید، مگر جز این است که می گویید مرگ به تقدیر خدا نیست؟ و مگر معنای این گفتارتان نیست که مسأله ی مرگ و میر امری تصادفی و اتفاقی است؟ پس باید بتوانید برای یک بار هم که شده جان یک محتضر را به او برگردانید! چون امر تصادفی همانطور که پیش آمدنش تصادفی است، برگشتش هم باید تصادفی باشد، و می شود با چاره جویی آنرا برگردانید، و از تحققش جلوگیری کنید، و اگر نمی توانید پس؛ بدانید مرگ مسأله ای حساب شده و مقدّر از ناحیه ی خداست، تا جانها را به وسیله ی آن به سوی برانگیخته شدن و جزا سوق دهد.1




    1- تفسیرالمیزان،ج19، ص248
     
    يار شيرين سخن از این پست تشکر کرده است.
    #1
  2.  

    حسن 121 کاربر مسعتد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24/05/2012
    ارسال ها:
    217
    تشکر شده:
    355
    امتیاز:
    0
    شغل :
    طلبه
    محل سکونت:
    قم
    انسان برای فنا آفریده شده یا بقا؟
    اگر انسان برای فنا آفریده شده بود باید عاشق فنا باشد، و از مرگ هر چند مرگ به موقع و در پایان عمر لذت برد، در حالی که می بینیم قیافه مرگ به معنی نیستی برای انسان در هیچ زمانی خوشایند نبوده است، کوشش برای باقی نگه داشتن جسم مردگان از طریق مومیای کردن و ساختن مقبره های جاویدانی همچون اهرام مصر، و دویدن دنبال آب حیات، و اکسیرجوانی ، و آن چه مایه ی طول عمر است، دلیل روشنی از عشق سوزان به مسأله ی بقاست. اگر ما برای فنا آفریده شدیم این علاقه به بقا چه مفهومی می تواند داشته باشد؟ جز یک علاقه مزاحم و حداقل بیهوده و بی مصرف! ما معتقدیم هر چه او در وجود ما آفریده روی حساب است، بنابراین عشق به بقا نیز باید حسابی داشته باشد، و آن هماهنگی با آفرینش و جهان بعد از این عالم است. به تعبیر دیگر اگر دستگاه آفرینش در وجود ما عطش را آفرید، دلیل بر این است که آبی در خارج وجود دارد، همچنین اگر غریزه جنسی و علاقه به جنس مخالف در انسان وجود دارد نشانه ی این است که جنس مخالفی در خارج هست، وگرنه جاذبه و کشش بدون چیزی که به آن مجذوب گردد باحکمت آفرینش سازگار نیست. از سوی دیگر هنگامی که تاریخ بشر را از زمانهای دور دست و قدیمی ترین ایام بررسی می کنیم نشانه های فراوانی بر اعتقاد راسخ انسان به زندگی پس از مرگ می یابیم. آثاری که از انسانهای پیشین، حتی از انسانهای ما قبل تاریخ، امروز در دست ماست، مخصوصا طرز دفن مردگان، کیفیت ساختن قبور، و حتی دفن اشیایی همراه مردگان ، بر این است که در درون وجدان نا آگاه اعتقاد به زندگی بعداز مرگ نهفته بوده است.1





    1-گنجینه مبلّغین، سید علی موسوی، ص604
     
    يار شيرين سخن از این پست تشکر کرده است.
    #2