جلوگیری از ایجاد وابستگی- قابل توجه روحانیون و روانشناسان

شروع موضوع توسط عطر افلاکی ‏06/07/2012 در انجمن روانشناسی

  1.  

    عطر افلاکی کاربر مسعتد

    تاریخ عضویت:
    ‏10/04/2012
    ارسال ها:
    461
    تشکر شده:
    1,225
    امتیاز:
    0
    شغل :
    روانشناسی
    محل سکونت:
    تهران
    [​IMG]

    :Salam:

    از اونجایی که روحانیون با روانشناسان وجوه مشترک زیادی دارن،
    خالی از لطف ندیدم به یکی از مسائلی که ممکنه این دو گروه در مواجهه با مراجعان باهاش رو به رو بشن،
    و شاید براشون تعجب بر انگیز بوده باشه، اشاره کنم؛
    این مساله مشترک؛
    انتقال
    ه که وابستگی شکلی از اونه.


    ممکنه روحانیون هم مثل روانشناس ها، کم و بیش با مراجعانی مواجه بوده باشن
    که در جلسات پرسش و پاسخ یا رفع شبهات و ... شاهد وابستگی ویژه مراجع به خودشون بودن.


    برای اولین بار
    فروید این حس رو انتقال نامید،
    انتقال یعنی
    داشتن احساسات و عواطفی نسبت به درمانگر ؛ که پیش از این نسبت به اشخاص مهم و معنادار زندگیش( مثل پدر و مادر و...) داشته.

    [​IMG]


    این احساسات
    ناخودآگاه هستند؛ که بر طبق اون مراجع تلاش می کنه امیال ناخودآگاه خردسالی خودش رو از طریق درمانگر اقناع کنه.

    انتقال ممکنه
    مثبتباشه که در اون، درمانگر فردی با ارزش استثنایی و توانایی و منش بی نظیر درک می شه.
    یا ممکنه
    منفی باشه که در اون، درمانگر فاقد همه خصوصیات خوب و ارزنده تصور می شه.
    هر دو موقعیت بازتاب نیاز مراجع به تکرار تعارض کودکیه.

    [​IMG]


    انتقال شکلهای مختلفی داره،

    مثلا ممکنه احساسش رو به صورت
    اظهار نظر در مورد لباس درمانگر نشون بده.
    یا به صورت
    تحسین، تنفر، عشق، عصبانیت بروز کنه.
    گاهی حتی به صورت
    وابستگی یا درماندگی بروز می کنه.


    البته نباید تمام واکنشهای مراجع رو انتقال تلقی کنیم؛ و باید حساب واکنش های صحیح رو از واکنش های روان رنجورانه جدا کنیم.
     
    zaman, مدیر انجمن احکام, ammar و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #1
  2.  

    ammar کاربر مجرب

    تاریخ عضویت:
    ‏13/03/2012
    ارسال ها:
    564
    تشکر شده:
    1,316
    امتیاز:
    0
    شغل :
    شغلتنا اموالنا و اهلونا فاستغفر لنا
    محل سکونت:
    قُمْ فَأَنذِرْ
    سلام ممنون از پست خوبتون .

    یک سوال داشتم و اون اینکه آیا این نسبت بالعکس هم هست؟


    یعنی ان پزشک یا طلبه وابسته
    :love: به مریض بشود؟

    ضمنا اگر امکان دارد راه درمان این وابستگی را هم بفرمایید .

    :fekr:
     
    zaman, شب بارانی, عطر افلاکی و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #2
  3.  

    مهرانه کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18/03/2012
    ارسال ها:
    3,371
    تشکر شده:
    4,554
    امتیاز:
    0
    شغل :
    .
    محل سکونت:
    شهر دکتر خدا دوست پدر پروفسور چشم پزشکی دنیا .....

    میگفت برای زیارت به کربلا رفته بودیم در راه آقای بووووووووق کاروان برای ما مسائلی رو توضیح میدادند
    میگفتند مردان عراق مقداری به خانوم های الجمیل حساسند و بهتره که خوب خودتون رو بپوشانید
    و مواظب خودتون باشید
    موقع صحبت هاش در اتوبوس و .... حواسم بهش بود که مدام چشماش به طرفم بود و چشم ازم بر نمیداشت
    ...............



    برای درمانش چه از راه طب سنتی و یا از راه داروهای شیمیایی با ما همراه باشید
     
    zaman, عطر افلاکی و ammar از این پست تشکر کرده اند.
    #3
  4.  

    a3hati کاربر مسعتد

    تاریخ عضویت:
    ‏29/02/2012
    ارسال ها:
    222
    تشکر شده:
    648
    امتیاز:
    0
    به نظرم منظور عطر افلاکی این نبود که طرف قصد و غرضی دارد، بلکه در طول درمان این اتفاق ناخودآگاه بین این دو می‌افتد که به هم‌دیگر علاقه و وابستگی خاصی پیدا می‌کنند.

    خدای ناکرده منظور این نیست که از اول قصدشون این باشه که یه رابطه‌ای مثلا خلاف عرف در بینشان ایجاد شود، که جامعه‌ی طبیبان روحی، شانشان از این مسائل به دور است.


    [​IMG]
     
    zaman, شب بارانی, عطر افلاکی و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #4
  5.  

    مهرانه کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18/03/2012
    ارسال ها:
    3,371
    تشکر شده:
    4,554
    امتیاز:
    0
    شغل :
    .
    محل سکونت:
    شهر دکتر خدا دوست پدر پروفسور چشم پزشکی دنیا .....
    صد درصد منظور این نیست

    بلکه در طول این درمان و گفتگویی که چه بین روانشناس و روحانی صورت میگیره

    ناخودآگاه این وابستگی اتفاق میفته

     
    zaman, عطر افلاکی, ammar و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #5
  6.  

    a3hati کاربر مسعتد

    تاریخ عضویت:
    ‏29/02/2012
    ارسال ها:
    222
    تشکر شده:
    648
    امتیاز:
    0

    بنده خیلی علاقه‌ی خاصی به پاسخ‌گویی آن‌لاین مخصوصا در مسائل خانوادگی و اخلاقی دارم.

    و معمولا تو روم‌های یاهو رفت و آمد می‌کنم.

    نمی‌دانم علت این امر از کجاست، که بعد از این‌که سوال خودشان را بعضی از این بزرگواران می‌پرسند، دیگه یه دوستی بین ماها و اون بنده‌ی خدا ایجاد می‌شه و دست بردار هم نیستند.

    و بنده هم خدا شاهده خیلی از این الفاظ سعی می‌کنم استفاده نکنم که محبت بین ما ایجاد بشه، ولی نمی‌دانم مقصر از ماست یا از این بزرگوارن.

    طوری شده که من بعضی وقت‌ها از ادلیستام خداحافظی کرده و چندین بار آی دی خودم رو عوض کرده‌ام.

    ولی این آی دی رو عوض نمی‌کنم، خیلی دوسش دارم.


    حالا دوستان -مخصوصا جناب مهرانه که خیلی در این موارد موضوع ایجاد می‌کنند و جناب عطر افلاکی که در مشخصات خودشان ذکر کرده‌اند که تخصص در روان‌شناسی دارن و جناب عمار که از طلاب فاضل و اهل عمل هستند و خیلی در این موارد تجربه دارند- در این مورد توضیح بیشتری بدهند که مثلا چی کار می‌شه کرد که تا پیش‌گیری این موارد رو کرد، که واقعا آفت بزرگی هست.

    مخصوصا خود ماها هم در خطر هستیم.
     
    شب بارانی, عطر افلاکی, ammar و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #6
  7.  

    مهرانه کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18/03/2012
    ارسال ها:
    3,371
    تشکر شده:
    4,554
    امتیاز:
    0
    شغل :
    .
    محل سکونت:
    شهر دکتر خدا دوست پدر پروفسور چشم پزشکی دنیا .....

    :eek:k::eek:k::eek:k::eek:k::eek:k::eek:k::eek:k::eek:k:


    بله من نیز این موضوع رو بسیار مشاهده کردم

    مخصوصا شیوع این امر در خانم ها و دختر خانوم هاست به دلیل احساساتی بودن
    و عاطفی بودن و اون نیازی که در خود نسبت به محبت احساس میکنند
    بهترین راهکار

    الان نمیگیم دوستان یه کم فکر کنید
    بعد میگیم :)

     
    zaman, شب بارانی, ammar و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #7
  8.  

    عطر افلاکی کاربر مسعتد

    تاریخ عضویت:
    ‏10/04/2012
    ارسال ها:
    461
    تشکر شده:
    1,225
    امتیاز:
    0
    شغل :
    روانشناسی
    محل سکونت:
    تهران
    سلام؛ ممنون از دقت نظر همه دوستان:taghdim:

    مهرانه خانم بزرگوار منظور بنده از انتقال، اون مفهومی که شما در مثالتون دنبالش هستید نبود؛

    انتقال همونطور که عرض شد می تونه شامل عشق، نفرت، عصبانیت، وابستگی و... باشه که ناشی از تعارضات دوران کودکیه؛
    در واقع انتقال همون تکانه ها، احساس ها و دفاع هاییه که به افراد موجود در گذشته مراجع مربوط می شن، و از طریق جابجایی به درمانگر انتقال پیدا می کنه.

    توجه داشته باشید هر نوع واکنشی از سمت مراجع رو نمی شه به حساب این نوع احساسات روان رنجورانه گذاشت.
     
    zaman, ammar, شب بارانی و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #8
  9.  

    عطر افلاکی کاربر مسعتد

    تاریخ عضویت:
    ‏10/04/2012
    ارسال ها:
    461
    تشکر شده:
    1,225
    امتیاز:
    0
    شغل :
    روانشناسی
    محل سکونت:
    تهران

    سلام؛

    بله ، به این مفهوم انتقال متقابل میگن،
    که درمانگر به طور ناهشیار مراجع رو موضوع پاسخهای هیجانی خود قرار می ده.
    انگار درمانگر، مراجع رو در لحظه با یکی از شخصیت های مهم دوران کودکیش جابه جا می کنه.

    این عکس العمل ها در نتیجه خصوصیات شخصی درمانگر به وجود میان.

    این نوع احساسات عامل مزاحمی در جریان پاسخگویی یا درمان به شمار میان،
    لذا درمانگر باید از عواطفش آگاه باشه و اونها رو کنترل کنه و رفتار مناسبی داشته باشه؛
    و اگر متوجه بروز این حس در خودش نسبت به مراجع شد، سریعا او رو به دیگری ارجاع بده.
     
    zaman, مدیر انجمن اخلاق و عرفان, a3hati و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #9