آیا زن ناقص العقل است ؟

شروع موضوع توسط قادرامینی ‏05/06/2012 در انجمن بانوان

  1.  

    قادرامینی کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏30/05/2012
    ارسال ها:
    57
    تشکر شده:
    149
    امتیاز:
    0
    شغل :
    بدانجا رسید عمر من که دانستم...
    محل سکونت:
    از بهترین های جهان


    یکي از شبهات روز، ناقص بودن عقل زن هاست ؛ کمی براتون در این موضوع حرف می زنم :
    [​IMG]



    تاریخچه شبهه :


    خطبه معروف اميرالمؤمنين(ع)«معاشر الناس! ان النساء ... نواقص العقول ... و اما نقصان عقولهن فشهادة امراتين کشهادة الرجل الواحد ...» (1)



    حل شبهه :


    1.مردان عقلانی هستند و دارای عاطفه

    و زنان احساسی هستند و دارای عقل




    2.عقل انواعی دارد :



    آ.عقل نظري: مراد از عقل نظري، قوه اي است که متکفل درک انسان از جهان واقع است .


    ب. عقل عملي: عقل عملي به معناي درک حسن و قبح اشياء است . به عبارت ديگر، به کمک عقل عملي مي توان خير را از شر تشخيص داد .


    ج. عقل ابزاري: قدرت برنامه ريزي براي رسيدن به هدف مطلوب را عقل ابزاري يا عقل معاش مي گويند .


    در عقل عملي و نظري هر دو بطور يکسان از عقل بهره ورند پس تفاوت بين زن و مرد از نظر عقل ابزاري است.




    3.عقل ابزاري، مايه تقرب به خدا نيست ؛

    زيرا اين عقل بيشتر مربوط به امور اجرايي و مسائل سياسي مي شود.و اين نشانه آن نيست که اگر

    کسي درمسائل مديريتي سياسي، اقتصادي، علمي و ... عقل بيشتر و قوه درک وسيعتري داشت، به خدا نزديک تر است .



    علامه جوادي آملي در اين باره مي فرمايند: «آن عقلي که ممکن است در مرد بيش از زن باشد، عقل علوم سياست و کارهاي اجرايي است و

    اگر کسي درمسائل سياسي و اجرايي عاقل تر و خردمندتر بود، نشانه آن نيست که به خدا نزديک

    تر است . چه بسا همينهوش سياسي يا علمي او را به جهنم بکشاند.» (2)




    4.این بحث در مورد ذات اشخاص است و شامل بعضی از خانمها که استثنااند،نمی شود.




    شاهد مثال :



    در طول تاریخ قریب به اتفاق :

    1. اکتشافات (دانشمندان ،منجمین ،اطبا)


    2 .نظریه پردازی های علمی(فیلسوفان، متکلمان،ریاضی دانان )


    3 . رهبری جوامع و...

    بدست مردان بوده است.البته این دلیل فضل نیست.





    [​IMG]
    پینوشت ها :


    1 - خطبه 80، نهج البلاغه .

    2 - آيت الله جوادي آملي، زن در آينه جلال و جمال، ص 251 .



     
    قلم, fartoot, زلال اندیشه و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #1
  2.  

    hekmat136 کاربر تازه وارد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏21/05/2012
    ارسال ها:
    7
    تشکر شده:
    17
    امتیاز:
    0
    شغل :
    طلبه ، و سطح چهار حوزه تخصص اصلی فقه و اصول و همچن
    با سلام
    یک سؤال آیا در زمان حضرت امیر علیه السلام هم اصطلاحاتی از قبیل عقل عملی و نظری و ابزاری وجود داشته است؟ این سؤال برای این است که وقتی حضرت با مردم صحبت میکند باید مورد متفاهم عرفی همان زمان باشد،
    اولاً: باید دید معنای نقص چیست؟ در معنای نقص گفته اند ضد معنای زیادی، یعنی مردها در عقلشان چیز زیادتر دارند ( البته این به معنای فضیلت و برتری نمیباشد همان طور که حکیم متأله حضرت آیت الله جوادی فرمودند، بلکه مثل خیلی از واقعیت ها طبیعت مثلا از حیث جسمانی زنها از مردها ضعیف تر هستند و...)
    ثانیاً: شما در عالمی که دم از حقوق زن میزنند نگاه کنید که چند نفر ما رئیس جمهور زن یا نخست وزیر و کلا در پست های حساس زنان حضور دارند حتی در جوامع غربی ؟!!!و ... این خود نشان از این است که مردم و حتی زنان کارهای حساس و مهم را در شأن مردان میدانند البته نه معنای برتری ذاتی بلکه بر این باورند جنس مرد اینگونه کارها را بهتر انجام میدهد همان طوری که مادری را زن میتواند انجام بدهد
    ثالثاً: باید قبول کنیم که خداوند حکیم برای هر خلقش یک مأموریتی تعریف کرده ، مأموریت زن غیر از مأموریت مرد است لذا بر اساس همان مأموریت امکاناتی را هم برای او مشخص کرده است.
    باز تأکید میکنم که این اختلاف موجب برتری مرد نسبت به زن در پیشگاه خداوند نیست.
    حال چه اشکالی دارد ما قبول کنیم که خداوند عقل مردان نسبت به زنان کامل تر است؟ البته در این قبول کردن چیزی به مردان داده نمیشود
    نکته پایانی: این کاملتر بودن عقل برای مردان موجب خوشبختی هم نیست چرا که مسؤلیت آنها را بیشتر میکند و باید نسبت به زنان بیشتر جواب گو باشند
     
    مدیر انجمن خانواده, قلم, fartoot و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #2
  3.  

    mostafa 313 کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏16/03/2012
    ارسال ها:
    1,188
    تشکر شده:
    3,850
    امتیاز:
    0


    باسلام خدمت بزرگوار:‌

    این تقسیمی که راجع به عقل بیان فرمودید، ریشه اش کجاست؟ آخه از بعضی اساتید شنیدم که می فرمودند:

    یک عقل بیشتر نداریم و اصلا تقسیم عقل به نظری و عملی صحیح نیست و می گفتن که شهید مطهری- رحمة الله علیه- هم این تقسیم را قبول ندارند؛

    میخوام بدونم که آیا همه علما یا مشهور علما این تقسیم را قبول دارن یا نه؟


     
    fartoot, زلال اندیشه و قادرامینی از این پست تشکر کرده اند.
    #3
  4.  

    قادرامینی کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏30/05/2012
    ارسال ها:
    57
    تشکر شده:
    149
    امتیاز:
    0
    شغل :
    بدانجا رسید عمر من که دانستم...
    محل سکونت:
    از بهترین های جهان

    ممنونم که تو بحث شرکت کردید ،
    اینجا چند تا از انواع وتقسیمات عقل رو براتون میارم ، امید که بپسندید :

    علامه طباطبایی :

    انواع عقل

    1. عقل بالقوه
    2.عقل تفصیلی
    3. عقل اجمالی


    پی نوشت :
    نهایه الحکمه ، مرحله یازدهم ، فصل پنجم


    تقسیم حکما :عقل نظری :
    چنان که گفته اند
    « المراد من العقل النظری ادراک ما ینبغی أن یعلم أی ادراک الامور الّتی لها واقع » .
    عقل نظری عبارت است از زیر بنای علوم طبیعی و ریاضی و فلسفه ی الهی . عقل نظری عهده دار استدلال و برهان منطقی می باشد . وظیفه او فقط قضاوت است درباره ی واقعیتها ، یعنی با آن عقل درباره ی موجودات و موضوعات خارجی باید تحقیق کرد ، مانند اینکه خفاش چه نوع حیوانی است و در میان موجودات زنده چه نقشی دارد و در پیشرفت علم و تکنولوژی و بهداشت و ...چه فایده ای می تواند داشته باشد ؟ و یا آیا فلان امر از امور حقیقیه است یا اعتباریه .

    عقل عملی :
    « والمراد من العقل العملی ادراک ما ینبغی أن یعمل ، أی حکمه بأنّ هذا الفعل ینبغی فعله أو لا ینبغی فعله » .
    امّا مبنای عقل عملی مبنای علوم زندگی ، و زیربنای اصول اخلاقی است .
    علم اخلاق از عقل عملی سرچشمه می گیرد ، لکن قضاوت و رسیدگی به امور و واقعیتها در آن گنجانده نشده ، و از عهده ی آن خارج است، زیرا عقل عملی آن است که مفهوم خوبی و بدی و حسن و قبح را روشن ساخته ، و انسان را به کار وامیدارد . در حقیقت قاضی باب اخلاق و قضایای اعتباری ، عقل عملی است .از این رو ، آنچه که در روایات و آثار دینی وارد شده که تقوا عقل را روشن می کند و دریچه ی حکمت را به روی انسان می گشاید ، همه مربوط به عقل عملی است ، یعنی در اثر تقوا ، انسان درد خود و دوای خود را بهتر تشخیص داده ، و راهی را که باید در زندگی پیش گیرد ، نیکوتر می شناسد .
    1

    پی نوشت:
    اقتباس از کتاب جلوه های تقوا از دیدگاه آیات و روایات - ابوعلی خداکرمی





    اقسام عقل :

    1 - عقل رشد نایافته ( ناقص ) :
    مانند عقول عموم مردم که به دانه نخلی می مانند که اگر شرائط رشد برای آنها فراهم باشد و تحت نظر باغبانی الهی قرار بگیرند ، مسیر رشد و تعالی را طی و به نهالی سرسبز و بلند قامت و تنومند تبدیل گردیده و به ثمر خواهند نشست .

    2 – عقل رشد یافته ( کامل ) :
    مانند عقول انسان های کامل : عقول انبیای الهی و اوصیای آنان و در رأس همه چهارده وجود مقدس و معصوم سلام الله علیهم ، از این قبیل است تا اینان برای سایر انسانها حجت و هادی گردیده و باغبان عقل آنها شوند و بدینوسیله عقولشان را رشد داده آنان را به حقایق عالم وجود و خدای متعال آشنا نمایند ، تا با این شناخت و معرفت ، در مسیر تکامل و سعادت قدم بردارند .




     
    مدیر انجمن خانواده, قلم و زلال اندیشه از این پست تشکر کرده اند.
    #4
  5.  

    mostafa 313 کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏16/03/2012
    ارسال ها:
    1,188
    تشکر شده:
    3,850
    امتیاز:
    0
    با سلام خدمت اميني بزرگوار:‌

    باز هم فكر مي كنم يه اشكالي وجود داره؛ آخه اين تقسيماتي كه بيان مي كنيد، حالات مختلفي است كه عقل انساني، ميتونه داشته باشه؛ نه اينكه واقعا چند تا عقل داريم؟‌

    نميتونيم بگيم كه اين تقسيمات راجع به نوع ادراكاتي است كه عقل انسان ميتونه درك بكنه ولي عقل يكي بيشتر نيست؟

    منظورم اينه كه اين تقسيم از چه جهتي است؟
     
    مدیر انجمن خانواده, قلم, fartoot و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #5
  6.  

    قادرامینی کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏30/05/2012
    ارسال ها:
    57
    تشکر شده:
    149
    امتیاز:
    0
    شغل :
    بدانجا رسید عمر من که دانستم...
    محل سکونت:
    از بهترین های جهان
    در کل تصمیم گیران خوبی نیستند!!!



    به خاطر ابهامی که در مطالب قبلی بوده ،به نظرم رسید به یک جمع بندی نیاز باشد :



    [​IMG]





    1.منظور از عقل ، مدرکات عقل است نه مغز انسان.

    2. یقینا منظور حضرت آن نیست که زن در انسانیت کم دارد است.

    3.شاید منظور آن باشد که : چون زنان دارای عواطف قوی و شرایط روحی لطیف وبدن نحیف اند ، در کل تصمیم گیران خوبی نیستند ، در نتیجه رهبران فکری خوبی نخواهند بود.

    4.یکی از دلایلی که باعث می شود زن قاضی نشود این است که : در شرایط بحران روحی ، دلسوزی و لطوفت و مهربانی وی و ترحم او به شخص متهم ممکن است مسیر عقلانی را تضعیف کند.




     
    مدیر انجمن خانواده, قلم, fartoot و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
    #6
  7.  

    shakib کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏05/06/2012
    ارسال ها:
    191
    تشکر شده:
    317
    امتیاز:
    0
    شغل :
    ادیان اهل سنت وهابیت مشاوره
    محل سکونت:
    سرزمين آبها
    بله اين جمله صحيح است
    بدليل اينكه اولا منبع روايي دارد
    دوما زن يك موجود احساسي است و عقل با احساس تضاد كامل دارند
    ثالثا اين جمله شامل تمام زن ها نمي شود چه بسا زن هاي بودن كه عقلشان از كل عالم بشريت كاملتر بوده و كسي به گرد پايشان نمي رسد مانند حضرت زينت و حضرت زهرا سلامالله عليها
     
    fartoot و زلال اندیشه از این پست تشکر کرده اند.
    #7
  8.  

    محقق کاربر تازه وارد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏22/05/2012
    ارسال ها:
    7
    تشکر شده:
    21
    امتیاز:
    0
    به نظرم ما اینجا داریم جنس زن را با جنس مرد مقایسه میکنیم و نظر به افراد نداریم؛ من اصلا قبول نمیکنم که عقل زن ناقصتر از عقل مرد است؛

    چون شما که این ادعا را دارید، قضیه حضرت زهرا سلام الله علیه- را چطور توجیه می کنید؟‌ مگه ایشون العیاذ بالله عقل ابزاریشون از مردها کمتر است؟!
     
    بـهار و زلال اندیشه از این پست تشکر کرده اند.
    #8
  9.  

    زلال اندیشه کاربر مجرب کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏29/03/2012
    ارسال ها:
    916
    تشکر شده:
    2,134
    امتیاز:
    0
    شغل :
    طلبه، اخلاق، اعتقادات و اخلاق در حد وسع.
    محل سکونت:
    ایران، قم

    دوستان بحثهای خوبی را ارائه دادند؛ اجازه می‌خواهم من هم جملاتی را اضافه کنم.

    1. به نظر بنده دوست عزیزمون عطش درست فرمودند که یک عقل بیشتر نداریم ولی نوع ادراک عقل آنرا تقسیم به عقل نظری و غیره می‌کند؛

    2. درباره عقل و زن هم دوستان فرمودند و درست هم همان است که تفاوتی بین عقل زن و مرد نیست ولی چون عاطفه زن بیشتر است، در مواقع حساس عاطفه غلبه پیدا می‌کند.

    3. به یک نکته مهم باید توجه داشته باشیم، احکام اسلام بر اساس غالب هست؛ یعنی غالب زنان این حالت را دارند و غالب مردان آن حالت را؛

    اما در قانون توجه به استثناها نمی‌کنند؛ شاید زنی باشد که اصلا هم احساساتی نباشد و خیلی هم عقلش غلبه بر احساسات و عاطفه‌اش داشته باشد

    و ممکن است مردی هم برعکس این باشد.

    اما در قانون غالب را در نظر می‌گیرند و طبق آن حکم می‌دهند.


     
    مدیر انجمن خانواده و fartoot از این پست تشکر کرده اند.
    #9
  10.  

    قادرامینی کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏30/05/2012
    ارسال ها:
    57
    تشکر شده:
    149
    امتیاز:
    0
    شغل :
    بدانجا رسید عمر من که دانستم...
    محل سکونت:
    از بهترین های جهان
    كلام على(ع)در بيان نقص عقل زنان, مشتمل بـر بـيان ظرايفى است

    كلام على(ع)در بيان نقص عقل زنان, مشتمل بـر بـيان ظرايفى است كه اگر به آن توجه شود

    بـه حقانيت آن اذعان خواهيم كرد لذا جهت روشن شدن مطلب بايد توجه نماييم:

    :khoshali::khoshali:
    :khoshali:


    در روايات, عقل بـا معانى مختـلفى بـه كار رفتـه است. حضرت على(ع)مى فرمايند: ((العقل عقلان عقل الطبع و

    عقل التجربـه ...))

    عقل دو نوع است: عقل طبـيعى فرد و عقل تـجربـه. حال چه بسا در روايات نقص عقل, مراد ضعف عقل تجربه زن

    باشد. خداوند با خلق انسان اراده نمود كه بـا تـداوم نسل او,


    هرچه بـيشتـر اشرف موجودات, مسجود ملائك, پا بـه عرصه هستى گذارد. هر چند در توليد مثل هر فرد از آدميان پـدر و مادر سهمى يكسان دارند ولى خداوند طبيعت را به گونه

    اى قرار داده تا تاءثير مادر در شكل گيرى شخصيت فرزند و رشد و تعالى او بـيشتر بـاشد. فرزند, 9 ماه از ابـتداى هسـتـى خـود را كه مهمتـرين بـخـش زندگيش در شكل گيرى

    وجـودى او مى بـاشد, در جـسـم مادر قرار دارد و از حـالات و رفتـار او اثـر مى پذيرد. پـس از تولد نيز خداوند غذاى انحصارى كودك را در بـدن مادر قرار داده است. علاوه بـر آن بـه

    دليل آنكه خداوند ساختـار وجودى زن را بـه گونه اى قرار داده كه عاطفه بـسيار دارد و صبـر فراوان, لذا در ساليان اوليه زندگى كودك كه هر اثر تربـيتى چون نقشـى بـر روى سـنگ

    بـه يادگار خـواهد ماند كودك دايما از مادر تاءثير پـذيرفته و شخصيتش شكل مى پـذيرد. مادران مسووليت تربـيت نسل بـشر را بـر عهده مى گيرند و پـدران مسووليت تاءمين نياز

    هاى اقتصادى خانواده را دارند. لذا زن با خانه انس بيشترى مى يابد و مرد در صحنه اجتـماع حضور بـيشتـرى دارد. اين امر چه بـسا موجب كمبـود تجارب اجتماعى در زنان

    مى گردد ولى در عوض سبـب مى شود تا زنان نقش مادرى خود را بهتـر ايفا نمايند و بـدان مرتـبـت نايل آيند كه بهشت در زير پاى آنان قرار گيرد.


    بهوضوح روشن است كه نقص در عقل تجربه, ضعف چندانى براى زنان محسوب نمى گردد. چـرا كه هرگاه لازم ديد, جـهت ازدياد تـجـارب در صحنه جـامعه حـضور جـدى مى يابـد

    وهر گاه اين حـضور را مخل بـه مسووليتهاى ديگر خود نيابد در صدد جبران اين نقص بـرخواهد آمد.

     
    مدیر انجمن خانواده, زلال اندیشه و fartoot از این پست تشکر کرده اند.
    #10
  11.  

    shakib کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏05/06/2012
    ارسال ها:
    191
    تشکر شده:
    317
    امتیاز:
    0
    شغل :
    ادیان اهل سنت وهابیت مشاوره
    محل سکونت:
    سرزمين آبها
    .عقل زنان چگونه است؟ ناقص كامل مانند مردان

    ایا زنان ناقص العقلند؟
    در این باره باید عرض کرد که:در روايات "نقص عقل" صفت ويژة انحصاري براي زنان نيست، بلكه همين وصف به مردان و نوع انساني هم نسبت داده شده است. و می توان به نوعی ان را عمومیت داد بین زنان و مردان. مثلاً امام علي"ع" مي فرمايند: اعجاب المرء بنفسه دليل علي ضعف عقله: خودبيني شخص، نشانه ضعف (كمي و نقصان) خرد اوست. (زن از ديدگاه امام علي علیه السلام ،استاد علامه جعفري)
    در اين سخن، عجب و خودمحوري، عامل نقص عقل شمرده شده است.
    در روایات هست که، پيروي از اميال و هواهاي نفساني، عاملي براي نابودي عقل شمرده شده است
    این را نیز باید توجه داشت که به جهت نسبی بودن عقول بشر، این امر در فهم ما نسبت به درك معاني و منظور بعضي از احاديث تاثیر گذار است. مثلاً روایتی که حضرت زنان را مانند دنده کج معرفی نموده است نمونه ای از این قبیل است
    كه غرض كجي (به معناي ظاهري آن) نيست، زيرا دنده هيچ گاه راست نيست، بلكه اشاره به جايگاه دنده در بدن است، كه حافظ اسرار بوده و خون ساز است و ... زن نيز حافظ اسرار خانواده است، خون در رگهاي خانواده جاري مي كند و باعث چرخش حيات جامعه است و ... دنده تا زماني كارآيي دارد كه وضع خود را داشته باشد و گرنه اگر كسي بخواهد آن را راست كند، ديگر حافظ اسرار نيست و خون سازي ندارد.
    طبق گفته بزرگان ان عقلي كه درباره زنان نقل شده، مي توان گفت منظور از آن عقل عملي (ابزاري؛ عقلي است كه انسان با او بتواند عملي را انجام دهد) است. و اين نوع عقل هيچ گونه معيار فضيلت قرار نمي گيرد.
    بنابراين، اگر كسي خواست بين زن و مرد داوري كند، و ببيند زن پيش خدا مقرب است يا مرد، عقل به معناي علم مصطلح را، معيار قرار ندهد، زيرا آن عقل فضيلت زائدي است كه براي اداره چرخ زندگي تنظيم شده و با مرگ انسان، همة آن از دست مي رود، و چون انسان بعد از مرگ براي ابد مي ماند.
    زني كه مومن باشد وباعث شود كه خانواده اي و فرزنداني ديني پرورش دهد او كامل است

    لذا بايد چيزي را به همراه ببرد كه ابدي باشد. چيزي به درد آنجا مي خورد كه از بقا و ابديت سهمي داشته باشد، و آن اخلاص در عمل براي خدا است. بنابراين آنچه كه در اين سوي خريدار دارد، در آن سوي مشتري نداشته و بازارش راكد است، و در آنچه كه آن سوي خريدار دارد، بين زن و مرد فرقي نيست. استاد جوادي آملي، زن در آيينه جلال، ص255- 257

     
    زلال اندیشه از این پست تشکر کرده است.
    #11
  12.  

    حسن 121 کاربر مسعتد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24/05/2012
    ارسال ها:
    217
    تشکر شده:
    355
    امتیاز:
    0
    شغل :
    طلبه
    محل سکونت:
    قم
    سلام شکیب
    به نظر من تفاوت هایی بین تمام مخلوقات هستش که این تفاوت ها نشانیه برتری یک چیز نسبت به چیز دیگر نیستش.(فی المثال انسان دوتا پاداره مثلا فلان حیوان چهارتا)اینا دلیل براین نمی شود که انسان برتره بلکه برتری وابسته به تقواست.شاید یک کس از نظر ظاهری انسان باشد وازنظر باطنی ازحیوان هم کمتر باشد.طبیعت زن یه جوری خلق شده وطبیعت مرد یه جوری دیگر.طبیعت زن احساسی خلق شده واین احساسات مضر برای فکر های قوی وعمقی است.البته این احساسات هم درجای خودش خلق شده وبرای ابقای نسل بشریت لازم هستش
    .
     
    زلال اندیشه, shakib و بـهار از این پست تشکر کرده اند.
    #12
  13.  

    shakib کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏05/06/2012
    ارسال ها:
    191
    تشکر شده:
    317
    امتیاز:
    0
    شغل :
    ادیان اهل سنت وهابیت مشاوره
    محل سکونت:
    سرزمين آبها
    باسلام
    شاید از منظر روایا ت که گفته زن ناقص االعقل بخاطر احساسات قوی
    همین احساسات باعث می شن که ی هو از کوره در برن وزود قضاوت کنند
    شاید به خاطر همین ناقص بودن که خدا اجازه نداده زن قاضی بشه قضاوت درایت بالای می خواد
     
    زلال اندیشه و حسن 121 از این پست تشکر کرده اند.
    #13
  14.  

    زلال اندیشه کاربر مجرب کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏29/03/2012
    ارسال ها:
    916
    تشکر شده:
    2,134
    امتیاز:
    0
    شغل :
    طلبه، اخلاق، اعتقادات و اخلاق در حد وسع.
    محل سکونت:
    ایران، قم


    امینی عزیز مطلبتون خوب بود ولی اینکه می‌فرمایید منظور از عقل در کلام حضرت عقل تجربی هست باز دلیل می‌خواهد.

    بهتر نیست همان قول مشهور و نزدیک به ذهن، که همان زیاد بودن احساسات در زن هست را ما قبول کنیم؟

    زن و مرد از لحاظ قدرت عقلی یکسان خلق شده‌اند ولی زنان به خاطر احساسات و عواطف قوی‌تر در مواقع حساس تصمیمی که عمده مردان می‌توانند بگیرند را نمی‌توانند و این اشکالی ندارد.

    به قول حاج آقای قرائتی اگر مردان می‌دانستند که خداوند به زنان چه عنایاتی داشته است (یکی همین عواطف شدید) قیام می‌کردند و آنها را از خدا خواستار می‌شدند.
     
    mojtaba110 و حسن 121 از این پست تشکر کرده اند.
    #14
  15.  

    قادرامینی کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏30/05/2012
    ارسال ها:
    57
    تشکر شده:
    149
    امتیاز:
    0
    شغل :
    بدانجا رسید عمر من که دانستم...
    محل سکونت:
    از بهترین های جهان
    هم کلام یار :

    [​IMG]

    در روایات "نقص عقل" صفت ویژة انحصاری برای زنان نیست، بلكه همین وصف به مردان و نوع انسانی هم نسبت داده شده است. و

    می توان به نوعی انرا عمومیت داد بین زنان و مردان. مثلاً امام علی"ع" می فرمایند: اعجاب المرء بنفسه دلیل علی ضعف عقله:

    خودبینی شخص، نشانه ضعف (كمی و نقصان) خرد اوست. (زن از دیدگاه امام علی علیه السلام ،استاد علامه جعفری) در این سخن،

    عجب و خودمحوری، عامل نقص عقل شمرده شده است. در روایات هست که، پیروی از امیال و هواهای نفسانی، عاملی برای نابودی

    عقل شمرده شده است این را نیز باید توجه داشت که به جهت نسبی بودن عقول بشر، این امر در فهم ما نسبت به درك معانی و

    منظور بعضی از احادیث تاثیر گذار است. مثلاً روایتی که حضرت زنان را مانند دنده کج معرفی نمودهاست نمونه ای از این قبیل است

    كه غرض كجی (به معنای ظاهری آن) نیست، زیرا دنده هیچ گاه راست نیست، بلكه اشاره به جایگاه دنده در بدن است، كه حافظ

    اسرار بوده و خون ساز است و ... زن نیز حافظ اسرار خانواده است، خون در رگهای خانواده جاری می كند و باعث چرخش حیات

    جامعه است و ... دنده تا زمانی كارآیی دارد كه وضع خود را داشته باشد و گرنه اگر كسی بخواهد آن را راست كند، دیگر حافظ اسرار

    نیست و خون سازی ندارد.طبق گفته بزرگان ان عقلی كه درباره زنان نقل شده، می توان گفت منظور از آن عقل عملی (ابزاری؛ عقلی

    است كه انسان با او بتواند عملی را انجام دهد) است. و این نوع عقل هیچ گونه معیار فضیلت قرار نمی گیرد. بنابراین، اگر كسی

    خواست بین زن و مرد داوری كند، و ببیند زن پیش خدا مقرب استیا مرد، عقل به معنای علم مصطلح را، معیار قرار ندهد، زیرا آن عقل

    فضیلت زائدی است كه برای اداره چرخ زندگی تنظیم شده و با مرگ انسان، همة آناز دست می رود، و چون انسان بعد از مرگ برای

    ابد می ماند. زنی كه مومن باشد وباعث شود كه خانواده ای و فرزندانی دینی پرورش دهد او كامل است لذا باید چیزی را به همراه

    ببرد كه ابدی باشد. چیزی به درد آنجا می خورد كه از بقا و ابدیت سهمی داشته باشد، و آن اخلاص در عمل برای خدا است.

    بنابراین آنچه كه در این سوی خریدار دارد، در آن سوی مشتری نداشته و بازارش راكد است، و در آنچه كه آن سوی خریدار دارد، بین زن

    و مرد فرقی نیست.

    استاد جوادی آملی، زن در آیینه جلال، ص255- 257
     
    #15
  16.  

    قادرامینی کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏30/05/2012
    ارسال ها:
    57
    تشکر شده:
    149
    امتیاز:
    0
    شغل :
    بدانجا رسید عمر من که دانستم...
    محل سکونت:
    از بهترین های جهان
    نظرات


    شما چه پاسخی دارید ؟


    :ninii:
     
    #16
  17.  

    baraye2rosti کاربر تازه وارد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏12/07/2012
    ارسال ها:
    1
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    دقت کردین این ور اون ور چقدر درباره ی این موضوع بحث شده؟ هی باهاش ور می ریم که چی؟ این حرف بر میگرده به یک خطبه در نهج البلاغه. نهج البلاغه ای که سند نداره. جالب اینه که بعضی سعی می کنن برای یک چیزی که هم سندش ضعیفه هم دلالتش روشن نیست دلیل بیارن، توجیه کنن. عقل رو بزنن به عقل عملی و و و.
    به نظرم اگه آدم فقط به دلیل کار داشته باشه مشکل حله. این حرفایی که در مورد زن زده میشه چقدرش دلیل علمی داره؟ اگه دلیل نقلی داره باید در حد یک دلیل نقلی بهش نگاه کرد. اونم ربطی به حقایق علمی نداره. و اما نقل: کدوم آیه ی قرآن مؤید این حرفه؟ مگر امامان شیعه نمی فرمایند که احادیث رو به قرآن عرضه کنیم یکی دو مؤید از قرآن پیدا کردیم قبول کنیم وگرنه طردش کنیم؟ یک مؤید دارید برای این حرف؟ نباید نهج البلاغه رو هم ردیف قرآن قرار داد. نهج البلاغه کتاب یک بشره و اونم معلوم نیست چقدرش برای کدوم بشره.
    به نظرم بهتره این شبهات رو با شبهه حل کرد. مشکل رو با مشکل حل کرد. مثلا این خطبه در مورد نقص عقل و ایمان زن رو منطبق کنید بر حضرت زهرا که در حدیث قدسی ای خدا گفته اگر فاطمه نبود نه محمد را خلق می کردم نه علی را. اگر حضرت فاطمه که ناقص العقل و ناقص الایمان (!) هستند نبودند هیچ یک را خدا خلق نمی کرد و هدف از خلق این دو، یک زن بود!
     
    #17
  18.  

    وحید کاربر تازه وارد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏14/07/2012
    ارسال ها:
    1
    تشکر شده:
    1
    امتیاز:
    0
    با سلام و احترام خدمت همه دوستان حاضر در صحنه
    آیا اگر انسانی کور متولد شود شما چشم ها را بر این نقص می بندید و او را بینا فرض می کنید ؟ آیا این تصور شما راه حلی برای مشکل او است ؟ یا مشکل او را بیشتر می کند چون باید نقش انسان بینا را بازی کند ؟ آیا اگر او را به عنوان یک انسان نابینا قبول کنید چیزی از انسانیت او کم شده است؟
    اگر از این منظر به احادیثی که در مورد زنان گفته شده _ و کم هم نیستند- نگاه کنیم این روایات قابل تامل تر می شوند . زنان نقص در عقل دارند یعنی خداوند این عقل را در مردان مقداری بیشتر قرار داده. اما این نقص به معنای انسانیت کمتر زنان نیست( همانطور که استاد جوادی آملی اشاره نموده اند). به معنای نقص در تمام شوون زن نیست بلکه برخی از شوون زن مانند عواطف بسیار قوی تر از مردان است. نقص عقل زنان به معنای کم هوشی یا بی عقلی نیست بلکه به معنای زن بودن است انسانی که خدا او را با توانایی ها و استعدادهای خاصی خلق نموده که طی کردن مسیر قرب به خداوند برای او در گرو استفاده از همین استعدادها و داشته ها است و نه چشم داشتن به نداشته ها. برای همین است جنس تکالیف مردان نسبت به زنان در مواردی متفاوت است و شهادت دو زن را با شهادت یک مرد برابر دانسته و شغلهایی را به زن واگزار نکرده و بلعکس جهاد و جمعه و جماعت را بر مردان واجب کرده است و..
    از دوستانی که با کمک گرفتن از فلسفه و منطق و علوم حدیث و کلام بزرگان و ... سعی در توجیه این احادیث دارند سوالی دارم: چرا نسبت به توانایی های جسمی مرد در برابر زن از این توجیهات استفاده نمی کنید ؟ من با صدای بلند می گویم زنان ناقص الجسم هستند.
    کلام آخر اینکه
    از دوستان محترم تقاضا می شود شبهه را با شبهه جواب نگویند و راه حل آسان اما غیر متقن را انتخاب نکنند خراب کردن آسان است اما بنا کردن مشکل است. در عین حال این روایتی که در مورد حضرت فاطمه و خلقت ایشان نقل شد نیز همان اشکال سندی را دارد که خوب است مراجعه شود. همجچنین در این نسبت سنجی باید تساوی رتبه و هم کفو بودن رعایت شود مثلا حضرت علی علیه السلام با حضرت فاطمه علیها سلام مقایسه شوند و ....
     
    مدیر محتوایی از این پست تشکر کرده است.
    #18
موضوع های مشابه: آیا زن
انجمن عنوان تاریخ
بانوان راه حل های اختلاف زناشویی ‏08/01/2018
بانوان تاریخچه شرکت زنان مسلمان در انتخابات؟ ‏24/10/2013
بانوان مراقبت های هنگام بارداری «اثر بی نشاطی زن باردار، بر روی جنین » ‏08/07/2012