ملائکه از کجا می دونستند که انسان روی زمین فساد می کند؟

شروع موضوع توسط قلم ‏08/11/2012 در انجمن معارف قرآن

  1.  

    قلم کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏08/04/2012
    ارسال ها:
    2,292
    تشکر شده:
    6,508
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    زن
    در سوره بقره آیه 30 خداوند می فرماید:

    وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يفْسِدُ فِيهَا وَيسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ(البقرة/30)

    و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشيني خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن کسي را مي‏گماري که در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنکه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مي‏کنيم و به تقديست مي‏پردازيم فرمود من چيزي مي‏دانم که شما نمي‏دانيد



    طبق این آیه ، به محض اینکه خداوند می فرماید من در زمین می خواهم خلیفه ای قرار بدهم، فرشتگان می گویند که چرا کسی را که فساد می کند می خواهی قرار بدهی؟

    این سوال پیش می آید که ملائکه از کجا می دانستند که انسان در زمین فساد می کند و خونریزی می کند؟

    از طرفی، این خلیفه منظور نوع انسان است یا ائمه و پیامبران؟ اگر منظور نوع انسان نباشد و انسان خاص که لیاقت خلیفه شدن را داشته باشد، پس چرا فرشتگان این خلیفه را خونریز می دانستند در حالی که خلیفه خداوند، نمی تواند فاسد و خونریز باشد؟ ملائکه این حرف ها را با توجه به پیش زمینه های ذهنی شان گفته اند. گویا که قبلا اینگونه دیده اند.

    چطور این مسئله را می توان حل کرد؟

     
    خاک راه یار از این پست تشکر کرده است.
    #1
  2.  

    خاک راه یار کاربر مسعتد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏10/06/2012
    ارسال ها:
    299
    تشکر شده:
    652
    امتیاز:
    0
    (قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ؟ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ)

    پاسخى كه در اين آيه از ملائكه حكايت شده، اشعار بر اين معنا دارد، كه ملائكه از كلام خداى تعالى كه فرمود:
    ميخواهم در زمين خليفه بگذارم، چنين فهميده‏اند كه اين عمل باعث وقوع فساد و خونريزى در زمين ميشود، چون ميدانسته‏اند كه موجود زمينى بخاطر اينكه مادى است، بايد مركب از قوايى غضبى و شهوى باشد، و چون زمين دار تزاحم و محدود الجهات است، و مزاحمات در آن بسيار ميشود، مركباتش در معرض انحلال، و انتظامهايش و اصلاحاتش در مظنه فساد و بطلان واقع ميشود، لا جرم زندگى در آن جز بصورت زندگى نوعى و اجتماعى فراهم نميشود، و بقاء در آن بحد كمال نمى‏رسد، جز با زندگى دسته جمعى، و معلوم است كه اين نحوه زندگى بالآخره بفساد و خونريزى منجر ميشود.
    در حالى كه مقام خلافت همانطور كه از نام آن پيداست، تمام نميشود مگر به اينكه خليفه نمايشگر مستخلف باشد، و تمامى شئون وجودى و آثار و احكام و تدابير او را حكايت كند، البته آن شئون و آثار و احكام و تدابيرى كه بخاطر تامين آنها خليفه و جانشين براى خود معين كرده.
    و خداى سبحان كه مستخلف اين خليفه است، در وجودش مسماى باسماء حسنى، و متصف بصفات عليايى از صفات جمال و جلال است، و در ذاتش منزه از هر نقصى، و در فعلش مقدس از هر شر و فسادى است، (جلت عظمته).
    و خليفه‏اى كه در زمين نشو و نما كند، با آن آثارى كه گفتيم زندگى زمينى دارد، لايق مقام خلافت نيست، و با هستى آميخته با آن همه نقص و عيبش، نميتواند آئينه هستى منزه از هر عيب و نقص، و وجود مقدس از هر عدم خدايى گردد، بقول معروف (تراب كجا؟ و رب الارباب كجا؟).
    و اين سخن فرشتگان پرسش از امرى بوده كه نسبت بان جاهل بوده‏اند، خواسته‏اند اشكالى را كه در مسئله خلافت يك موجود زمينى بذهنشان رسيده حل كنند، نه اينكه در كار خداى تعالى اعتراض و چون و چرا كرده باشند .
    ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 178
     
    #2
موضوع های مشابه: ملائکه از
انجمن عنوان تاریخ
معارف قرآن ۩❀۩◕❀۩ ابزارهای بهره مندی از قران ◕۩❀۩❀۩◕ ‏03/09/2012