امان از دست اینجور خانواده ها !!!

شروع موضوع توسط همراز ‏23/03/2013 در انجمن کودک و نوجوان

  1.  

    همراز کاربر تازه وارد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏13/03/2013
    ارسال ها:
    28
    تشکر شده:
    61
    امتیاز:
    0
    شغل :
    مبلغ دینی در مدارس - مشاوره در امور جوانان
    محل سکونت:
    قم
    دیروز یکی از دانش آموزام میگفت : چندروزیه که نمازصبحهام قضا میشه .
    منی که تازه داشتم برا نماز های اول وقتم برنامه ریزی میکردم ،
    حالا برام خیلی سنگینه که سال م رو دارم با کلی نماز قضا شروع میکنم .:cry:

    پرسیدم : شبا چه ساعتی میخوابید ؟(چون میدونستم از جای دیگه مشکل نداره)
    گفت: چون این شبا مهمون داریم ، مجبورم تا 1و2 بیدار باشم!:vamonde:

    گفتم: نمیشه بپیچونید؟ گفت:نه .

    گفتم :اتفاقا خود ما دیشب ساعت 11ونیم مهمون برامون رسید ،
    اونم برا شام!!!
    ( امان از دست این مهمونای وقت نشناس )
    بعدشم تا خود صبح نشستن به گفتن و خندیدن و تلویزیون.
    :shookhi:
    اما من بعد شام یواشکی پیچیدم تو اتاقم
    و دقایقی بعد، رمان بدست ، خوابم برد

    گفت : آخه فامیلای ما که مث فامیلای شما فهمیده نیستن .
    تا میرم تو اتاق میگن : راستی فلانی کجاست؟

    (امااااان از دست این فامیلای فضول)

    گفتم : در اینجور موارد، بیخیال همه فامیل .
    اعم از آگاه یا نا آگاه .
    چون فردا قیامت که اونا نمیان جور مارو بکشن.

    گفت: اینو قبول دارم. اما مامانم گیر میده، غر میزنه....
    اینو کدوم ور دلم بشونم؟
    ( امان از دست اینجور مادرا )

    گفتم بمادر بگید تا قبل از ساعت 11 هر کاری بگید نوکرتم هستم.
    ( عملا هم اثبات کنید . فقط حرف نباشه )
    اما بعد 11 ، چون حرف خدا مهمتره ، لالا ! ...

    خلاصه امان از دست این پدر مادرایی که
    عوض اینکه بفکر واجبات بچه هاشون باشن ،
    ودر انجام تکالیف دینی اونارو کمک کنن
    بدتر چوب لا چرخشون میذارن !


    [​IMG]

    یه حدیثی از پیامبر خدا (ص) برا اینجور خانواده هاهست
    که مو رو به تن آدم خیس میکنه ( شایدم سیخ میکنه ، مطمئن نیستم )
    منتها چون تو این پست خیلی حرف زدم، حدیث باشه برا 1پست دیگه !
    بعضی وقتا خماری چیز بدی نیست:nishkand:

    از اینجور خانواده ها بازم تو آستین دارم اما ،
    از دوستان میخوام که اگر قابل دونستن در این مورد مشارکت داشته باشن:
    برا "امان از دست اینجور خانواده ها" اگر مثالی دارید ،
    سراپا مشتاق شنیدنش هستیم
    چه مثال تجربی باشه چه مثال فرضی

    یاحق
     
    barzkar_a و مدیر انجمن خانواده از این پست تشکر کرده اند.
    #1
  2.  

    قلم کاربر ماندگار کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏08/04/2012
    ارسال ها:
    2,292
    تشکر شده:
    6,508
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    زن
    خب البته این ها حرف های حقی است که پناه می بریم به خدا از اینکه ما هم این مدلی بشیم و فرزندانمان از دست ما به خدا امان نامه بنویسند.

    اما نکته ای هست و اون اینکه معلوم نیست بشه والدین رو تغییر داد.
    در راهنمایی هاتون به شاگردتون یه نکته مهم رو من دیدم. و اون اینکه راهکار به ایشون یاد می دادین. و وقتی راهکار شما به بن بست می خورد، باز هم از شما راهکار می خواست.

    در این جور مواقع، ما معمولا به دانش آموزان اصل کلی رو می گیم و بقیه رو می ذاریم به عهده خلاقیت و توانایی خودشون و خودباوریشون رو تقویت می کنیم. اگر چه که انعطاف پذیری در روابط و احترام و اینها رو هم داخل در اصل های کلی ای که بهشون می گیم می ذاریم و معمولا هم جواب می ده چون به هر حال هر بچه ای، والدین خودش رو تا حدی بهتر از ما می شناسه.

    همین وضعیت برای یکی از دوستان من هم پیش اومد و می گفت ساعت یازده شب پیامک زده که چطور می تونم این وسط بخوابم. همه تازه اول حرف زدنشون هست. ایشون هم به شاگردش گفته که با ملاطفت شما به خودت و بقیه می فهمونی که الان وقت خوابیدن هست.

    شاگردش هم اول روی مبلشون خوابیده. دیده نمی شه و همه بهش خندیدن. یه کم با مهمان ها صحبت کرده که الان دیروقته همه بیایید با هم بخوابیم. دیده فایده نداره . معذرت خواهی کرده و پیامک زده که عمر و وقت و خواب من باارزش تره . من برنامه دارم. و رفته توی اتاقی و به خاطر شلوغی، یه هدفون هم گذاشته توی گوشش و گرفته خوابیده.

    ولی خب معلوم نیست که توی همه خونه ها از این جور اتاق ها باشه. به هر حال، یه مهارت رو هم باید یاد فرزندانمون بدیم و اون اینکه وقتی نمی شه شرایط رو تغییر بدیم، خودمون چه جوری باشیم که در این ظرایط اذیت نشیم و به اصطلاح، در هر زمان و مکانی، کار خودمون رو انجام بدیم.
     
    مهرانه و مدیر انجمن خانواده از این پست تشکر کرده اند.
    #2
  3.  

    همراز کاربر تازه وارد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏13/03/2013
    ارسال ها:
    28
    تشکر شده:
    61
    امتیاز:
    0
    شغل :
    مبلغ دینی در مدارس - مشاوره در امور جوانان
    محل سکونت:
    قم
    مامان بابا؛ من با گوسفند فرق دارم!

    تصور برخی از والدین اینه که بچشون فقط باید بلحاظ مادی رشد کنه
    برنامه غذایی و سلامت جسمی و دیگر هیچ
    یا اگر بخوان خیلی لطف کنن
    برنامه ریزی برای رشد تحصیلی و انتخاب شغل و درآمد مناسب
    واقعا این مدل برنامه ریزی با پروار کردن گوسفند چه فرقی داره؟؟؟

    [​IMG]

    آقاااااااااا ! من دارم از پدر مادرای مسلمون حرف میزنما .
    که تا بهشون میگیم این بچه تربیت و اخلاق نمیخواد ؟!
    برا یادگیری اعتقادات و احکام دینش نباید وقت بزارید؟
    میگن: خوب، ما بهترین مدرسه رو براش گرفتیم .
    یعنی دایورت میکنن رو مدرسه و رسانه و جامعه و...

    [​IMG]

    اگرم بخوان برا یاد دادن آموزه های دینی به فرزندشون وقت بزارن ،

    دیگه دنبال روش و قالب و مدل آموزشی نمیرن .
    خیلی راحت و بی دردسرمیرن سراغ آسون ترین گزینه
    یعنی: فقط امرونهی و نصیحت و اجبار و تنبیه . خلاص

    نفرین به این پدر مادرای راحت طلب!
    که اگر یه شام بخوان بدن، میرن از چند جا میپرسن،
    تحقیق و تست میکنن ، تا غدای خوبی بذارن تو سفره .

    اما برا جذب فرزندشون به احکام دینی،
    نمیرن پیش کارشناس یا مشاور دینی تا تحقیق و پرس وجو کنن

    و روشهای درست برای تربیت دینی رو یاد بگیرن .
    میزارن کار که از کار گذشت و بچشون یه گاف بزرگ داد
    تازه میان جیغ و ویله راه میندازن.


    این نفرین رو از جیب خودم خرج نکردم. حرف پیامبر خداست.
    یه حدیث بود که گفته بودم مو به تن آدم خیس (سیخ) میکنه.
    همین روایته. بخونید و صفا کنید:

    روايت شده است كه پيامبر (ص) به برخى از كودكان نگاه كرد و فرمود:
    واى به حال فرزندان آخر الزّمان از پدرانشان!
    گفتند: اى پيامبر خدا! منظور شما پدران مشرك آنان است؟
    فرمود: نه، از پدران مؤمنشان، كه هيچ يك از واجبات را به آنان نمى‏آموزند،
    و اگر فرزندانشان خود، چيزى فرا گيرند آنان را از اين كار باز مى‏دارند
    و به متاع اندك دنيا از آن خشنودند. من از آنان بيزارم و آنان نيز از من بيزار خواهند بود. *

    و متاع دنیا : یعنی همون شکم و بازو و زییایی و مدرک تحصیلی و درآمد فرزندشون
    وباز یعنی همون پروارکردن گوسفند که عرض کرده بودم
    این داستان ادامه دارد...

    یاحق
    [HR][/HR]
    * روي عن النبيّ صلّى اللَّه عليه و آله: أنّه نظر إلى بعض الأطفال فقال ويل لأولاد آخر الزّمان من آبائهم فقيل يا رسول اللَّه من آبائهم المشركين؟ فقال لا، من آبائهم المؤمنين لا يعلّمونهم شيئا من الفرائض و إذا تعلّموا أولادهم منعوهم و رضوا عنهم بعرض يسير من الدّنيا فأنا منهم بري‏ء و هم منّي براء. جامع الاخبار/ 124
     
    مدیر انجمن خانواده از این پست تشکر کرده است.
    #3
  4.  

    همراز کاربر تازه وارد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏13/03/2013
    ارسال ها:
    28
    تشکر شده:
    61
    امتیاز:
    0
    شغل :
    مبلغ دینی در مدارس - مشاوره در امور جوانان
    محل سکونت:
    قم
    مرا به خیر تو امید نیست. شر مرسان !

    هستند پدر مادرانی که نه فقط راه هدایت را به بچه هاشون نشون نمیدن ،
    بلکه خود بچه هم که میخواد راه درست رو بره، اونا نمیذارن!!

    تعبیر قرآنیش اینه:
    الَّذِينَ يصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالْآخِرَةِ كَافِرُونَ(الأعراف/45) و (هود/19)
    همانها که (مردم را) از راه خدا بازمي‌دارند، و مي‌خواهند آن را کج و معوج نشان دهند؛و آنها به آخرت کافرند

    داشتم دانش آموزهایی که میگفتن: ما خودمون دوس نداریم ماهواره ببینیم.
    اما پدر مادرمون خیلی اصرار دارن که داشته باشیم .
    حتی چند بار باهاشون حرفمون شده اما مارو دعوا کردن.

    حتی کسی بود که بخاطر همین که از بچگی با ماهواره بزرگ شده بود،
    به یک گناهی اعتیاد پیدا کرده بود که والدینش روحشونم خبر نداشت
    و این طفل معصوم داشت میسوخت.

    یادیگری میگفت من دوست دارم چادر سرم کنم.
    اما مادرم میگه: این چیه سرت کردی؟ شبیه اُمّل ها میشی! درش بیار.
    یا پدری که خودش که نماز نمیخوند هیچ ،
    نماز خوندن بچشو مسخره میکرد.
    دیگری میگفت مادرم قبل از مهمونی هایی که پسرای فامیلم هستن ،
    میاد خودش منو
    آرایش میکنه و میگه نمیخوام جلو بقیه دخترا کم بیاری!

    حالا سوال اینه که آیا واقعا این گروه از والدین هشون دشمن خدا و دین و پیغمبر هستن؟
    ویا ممکنه ریشه این رفتارها درجای دیگه ای باشه؟
    ادامه دارد...


    یاحق
     
    مدیر انجمن خانواده از این پست تشکر کرده است.
    #4
  5.  

    همراز کاربر تازه وارد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏13/03/2013
    ارسال ها:
    28
    تشکر شده:
    61
    امتیاز:
    0
    شغل :
    مبلغ دینی در مدارس - مشاوره در امور جوانان
    محل سکونت:
    قم
    ریشه درد کجاست؟

    ریشه درد بعضی از این والدین رو قرآن اینجور معرفی میکنه:
    الَّذِينَ يسْتَحِبُّونَ الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَيصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيبْغُونَهَا عِوَجًا أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ (إبراهيم/3)
    همانها که
    زندگي دنيا را بر آخرت ترجيح مي‌دهند؛ و (مردم را) از راه خدا باز مي‌دارند؛
    و مي‌خواهند راه حق را منحرف سازند؛ آنها در گمراهي دوري هستند!


    یعنی لزوما آدمای بی دینی هم شاید نباشن،
    بلکه این محبت دنیاییه که اونهارو به این روز انداخته.

    مثلا اون مادری که بدخترش میگفت چادر رو دربیار ،
    خودش اهل نماز و خدا پیغمبر بود.
    منتها حرف دیگران و پسند مردم براش خیلی مهم شده بود.

    نمیدونم تا حالا با چنین تصویری تو خیابون روبرو شدین یا نه:
    که مادری چادری داره میره ، و کنارشم یه مانکن جوان در حال حرکته !
    ظاهرا معلوم نیست اینا با هم چه نسبتی دارن. اما واقعیت اینه که
    این دختربا آرایش غلیظ و لباسای تنگ و رنگ جیغ، دختر همین مادره!!!

    [​IMG] [​IMG]

    ریشه این اختلاف پوشش، همیشه سرکشی فرزند نیست
    بلکه گاهی مادرها آرزوهای دست نیافته(عقده) خودشون در گذشته رو،
    تو بچشون پیاده میکنن.
    یعنی گاهی والدین بخاطر پز اجتماعی با فرزندشون،
    مستقیما با احکام دین سر شاخ میشن!
    اما این همه ماجرا نیست ، بلکه...

    ادامه دارد
    یاحق
     
    #5
موضوع های مشابه: امان از
انجمن عنوان تاریخ
کودک و نوجوان 6 کودک تاریخ ساز +عکس ‏16/06/2012
کودک و نوجوان بازی‌های فراموش شده کودکان ایرانی (لطفا اگه تصویر بازی دیگه ای را هم دارید اضافه کنید ‏28/05/2012
کودک و نوجوان فرزند صالح گلی از بوستان بهشت ‏03/05/2012